تبلیغات

 

مودم همراه مارک Edge

مودم سیار با قابلیت اتصال به اینترنت/ برقراری مکالمه/ ارسال و دریافت SMS

قابل اتصال به لپ تاپ/کامپیوتر ( استفاده آسان با سیم کارت ایرانسل و همراه اول )

برای مشاهده توضیحات بیشتر اینجا کلیک کنید…

قیمت استثنایی فقط و فقط : چهل هزار تومان


 

ساعت LED مدل Iron Samurai سامورایی 

 ساعت سامورایی
برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا کلیک کنید .
درجـه یـک1 با جعبه و بسته بندی فوق العاده شیک
دارای بیمه ارسال و گارانتی تعویض و پشتیبانی
با تخفیف ویژه و زیر قیمت بازار: 3۷.۹00 تومان

سفارش رنگ آبی  سفارش رنگ قرمز

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ساعت بدون عقربه GUCCI شیك و مدرن

ساعت LED بدون عقربه

قیمت : با تخفیف ویژه 8500 تومان

از خرید این ساعت بی نظیر و زیبا که با قیمت بسیار مناسب و با کیفیت خوب و مارک اصلی عرضه میگردند پشیمان نخواهید شد.

توضیحات و عكس های بیشتر‌‌‍ [كلیك كنید]

 
 

مدل لباس نامزدی

مدل لباسهای نامزدی

مدل لباس مجلسی جدید

مدل لباسهای مجلسی جدید

مدل مانتو جدید

مدلهای مانتو

مدل لباس عروس جدید

مدل لباسهای عروس جدید 

مدل کت دامن

مدلهای کت دامن

برای دیدن مدلهای مو و آرایش صورت  کلیک کنید

مدلهای مو و آرایش صورت

 

از آخرین مطالب ارسالی بازدید کنید

 

 

گردنبند ماه تولد 

گردنبند متولدین فروردین  گردنبند متولدین اردیبهشت  گردنبند متولدین خرداد  گردنبند متولدین تیر  گردنبند متولدین مرداد  گردنبند متولدین شهریورخرید اینترنتی - تحویل در محل خرید اینترنتی - تحویل در محل خرید اینترنتی - تحویل در محل خرید اینترنتی - تحویل در محل خرید اینترنتی - تحویل در محل خرید اینترنتی - تحویل در محل
گردنبند متولدین مهر  گردنبند متولدین آبان  گردنبند متولدین آذر  گردنبند متولدین دی  گردنبند متولدین بهمن  گردنبند متولدین اسفندخرید اینترنتی - تحویل در محل خرید اینترنتی - تحویل در محل خرید اینترنتی - تحویل در محل خرید اینترنتی - تحویل در محل خرید اینترنتی - تحویل در محل خرید اینترنتی - تحویل در محل

اسباب كشي به سايت جديد

 دوستان به علت فيتر شدن از اين به بعد مطالب را در سايت جديد من دنبال كنيد

 آدرس سايت http://www.smstak.com/

‏نمایش پست‌ها با برچسب سینما و تلویزیون. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سینما و تلویزیون. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۱۵, پنجشنبه

اعلام اسامی برندگان جوایز جشنواره 28 فیلم فجر

مراسم اختتامیه بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر با پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و تلاوت آیاتی از قرآن كریم آغاز شد.
سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، جواد شمقدری معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهدی مسعودشاهی دبیر جشنواره، سیداحمد میرعلایی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، علیرضا سجادپور مدیركل اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد، حسن نجاریان قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی، بهمن حبشی مدیر دفتر مجامع و جشنواره‌های وزارت ارشاد، شفیع آقامحمدیان مدیر عامل مركز گسترش سینمای مستند و تجربی در این مراسم حضور دارند.
ابراهیم حاتمی‌كیا، مهدی فقیه، سیروس الوند، حمیده خیرآبادی، حسن زاهدی، محمدرضا شرف‌الدین، محسن علی‌اكبری، حبیب‌الله كاسه‌ساز، حبیب اللهیاری، حبیب‌الله بهمنی، امیر جعفری، بهرام عظیمی، لادن مستوفی، شهرام اسدی، جهانگیر الماسی، جعفر دهقان، مجتبی فرآورده، ابوالقاسم طالبی، سعید صادقی، علی غفاری، داریوش بابائیان، حمید قدیریان، امیرحسین شریفی، اسحاق خانزادی، اسماعیل سلطانیان، حبیب احمدزاده، حسین طلابیگی، ابراهیم فروزش، بهرام توكلی، علی‌اكبر قاضی‌نظام، محسن قاضی‌مرادی، منوچهر شاهسواری، انسیه شاه‌حسینی، سیدسعید سیدزاده و همایون اسعدیان از جمله هنرمندانی هستند كه در مراسم اختتامیه حضور دارند.

بعد از تلاوت آیات قرآن، قطار بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به حركت در آمد و پس از مرور فیلم‌های برگزیده دوره‌های مختلف جشنواره به ایستگاه بیست و هشتم رسید و بعد از آن «علی معلم» مجری مراسم در میان تشویق مخاطبان به روی صحنه آمد.

* شمقدری: در پیگیری سیاست‌های خود جدی هستیم
در ادامه این مراسم، جواد شمقدری معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر گفت: در واپسین ساعات پایانی بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر هستیم، این روزها فرصتی بود كه با هم در سالن‌های سینما گرد هم جمع شویم. در تجربه‌هایی با هم شریك شدیم. لحظاتی بود كه گریستیم، خندیدیم، نگران شدیم، شادمان گشتیم، قضاوت كردیم، قضاوت شدیم.
وی افزود: این‌ها همه بهانه بود كه به هم نزدیك شویم، همدیگر را از نزدیك ببینیم. و این مقدمه‌ای بود كه به همدلی برسیم. این یك تجربه بود كه می‌تواند در همه جا تكرار شود. رمز این همدلی در ویژگی و ذات فرهنگ است. می‌توان با فرهنگ به همزبانی و همدلی دست یافت. فرهنگ و هنر نقطه اتصال است نه افتراق.
وی تصریح كرد: ما در پیگیری سیاست‌هایمان جدی هستیم. تفسیر و تحلیل‌های حاشیه‌ای نشود، تفسیر آن را از خودمان بخواهید. من در اینجا می‌گویم هدف فقط اعتلای سینمای ایران، اعتلای فرهنگ و هنر ایران و اعتلای انقلاب اسلامی و ایران عزیز است و در این راه از اندك سرزنش‌ها و بعضی شبهه‌افكنی‌ها خوف نداریم.
البته هر توصیه، موعظه و نصیحتی را كه خالصانه و دلسوزانه باشد را با طیب خاطر می‌پذیریم و به آن عمل خواهیم كرد.
شمقدری در ادامه گفت: قبل از پایان سال جاری جلسه‌ای خواهیم داشت و تشریح سیاست‌های آینده را مفصل اعلام خواهیم كرد و اولین جلسه شورای عالی سینما به ریاست رئیس جمهور محترم در اسفندماه برگزار خواهد شد و تصمیمات كلان در خصوص سینما اخذ خواهد شد و استانداردسازی یكی از ابزارهای كلیدی ترسیم این سیاست‌ها خواهد بود. چشم‌انداز و افق سینمای ایران متكی بر باورهای ایرانی اسلامی و صلح و دوستی و محبت و عدالت رقم می‌خورد. ما در سینمای ایران در جست‌وجوی مخاطب جهانی با تكیه بر فطرت آدمی خواهیم بود.
راه آینده سینمای ایران را مخاطبین هوشمند و فهیم رقم خواهند زد و این راه از علائق انگیزه‌ها، اندیشه‌ها و باورها و ذوق فیلمساز ایرانی محقق خواهد شد. از همه یاری می‌طلبیم.
وی در پایان اظهار داشت: از همه دست‌اندركاران و مدیران. اصحاب رسانه، فیلمسازان، لابراتوار، استودیوها، كارمندان و مخاطبین و صاحبان سالن‌های سینما تشكر می‌كنیم.
ما امروز اینجا ایستاده‌ایم مدیون شهداء، امام و انقلاب اسلامی هستیم و انقلاب اسلامی نیز فرزند فرهنگ عاشورایی است و از همین جا به روح بلند امام و همه شهدای درود می‌فرستیم و با آنان عهد می‌بندیم سینمای ایران را در مسیر زیبایی‌های عاشورا و فرهنگ حسینی جاری و ساری سازیم.

* وزیر ارشاد: سینماگران برای حضور بیشتر در صحنه‌های جهانی تلاش كنند
به گزارش خبرگزاری فارس، سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با جمله «به پایان آمد این دفتر حكایت همچنان باقی» صحبت‌های خود را در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر آغاز كرد.
وی در ابتدای صحبت خود گفت: بحمدالله والمنه هدهد خوش خبر حسن انجام، به «ملك سلیمان» رسید و جامی به «رنگ ارغوان» از شراباً طهورای توفیق سر كشید.
«نفوذی» به اعتبار در دل مخاطب كرد و «طلا و مس» را بر محك ارزیابی آورد. كه البته طلائی‌هایش با عیار بالا بود و مس‌هایش مطلا بود!
تقاضای شركت 79 فیلم و تنوع آن‌ها در این جشنواره گرچه قابل اعتناست اما حضور 7 فیلم در حوزه كودك و نوجوان به تنهایی اعتبار افزاست.
98 فیلم سینمایی از 48 كشور با حضور میهمانان ارجمندی از 61 كشور، جایزه جشنواره را جلوه‌گر ساخت.
وی افزود: انصاف را كه در این شرایط سخت و جنگ نرم این استقبال از جشنواره «بیداری رویاها» بود كه برای نقش‌آفرینی در سینمای جهانی باید «خواب‌های دنباله‌دار» دید تا برای تعبیرش از «پسران آدم و دختران حوای» این «خاك كیمیا» كمك بگیریم.
گرچه «عصر روز دهم» انعكاس «یك گزارش واقعی» از «شب واقعه» است اما «ناسپاسی» است اگر به «شكارچی شنبه‌ها» اقتدار فیملساز ایرانی مسلمان را نچشانیم.
همراه با «پرواز مرغابی‌ها» از كنار معبد «آناهیتا» گذر كنیم تا درودی از همگتانه افسانه به شهر قصه‌های هزار و یك شب بفرستیم و از اینجا «بدرود بغداد» را زمزمه كنیم.
«راه انبیاء» اگر مسیر تحقق آرمان‌های سینمای ملی گردد كه بی‌گمان نشان از «راه فیروزه» خواهد داشت، هویت «بیرق طلایی» ما را در «جام جهان‌نما» به نمایش خواهد گذاشت تا از سیمرغ ما «ققنوس طلایی» سر برآورد.
وی ادامه داد: ماموریت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حفظ كیان نظام و صیانت از ارزش‌ها در بعد فرهنگی است كه هنر و ادب را نیز شامل است.
بیش از هر انتظاری از كارگزاران این وزارتخانه، توقع رعایت حق‌الناس و حرمت و كرامت ارباب ادب و هنر را دارم، به وعده، دقت بیشتری شود تا ماجرای جایزه سال گذشته تكرار نگردد كه «المسئول حر حتی یعد»؛ مسئول تا قول نداده است آزاد است و چون قول داد در بند خواهد بود.
حسینی در ادامه بیان داشت: از سینماگران نیز انتظار می‌رود پاشنه‌ها را برای حضور بیشتر در صحنه جهانی بالا كشند و آستین‌ها را بالا زنند كه برای سرعت گرفتن در دولت دهم همه چیز مهیاستف خصوصا آنگاه كه منشور دولت از زبان رئیس جمهوری مردمی و فرهنگی اعلام گشته است. به همین منظور دفتر حمایت از حقوق معنوی آثار هنرمندان ایرانی با رویكرد اقتصاد هنر و عرضه فیلم‌های ارزشمند شده را در رایزنی‌های فرهنگی ایجاد خواهیم كرد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه بیان داشت: تنوع مضامین و سوژه‌های نو خصوصاً با حضور پررنگ جوانان، وادارم می‌سازد كه از برادر عزیزم آقای جواد شمقدری قدردانی كنم.
از یكایك همكاران، دست اندركاران، فیلمسازان، خبرنگاران و شركت‌كنندگان، سپاسگزارم و شما را به ایزد منان می‌سپارم.
توفیق رفیق طریق عزت و اعتبارتان باد.

* تقدیر ویژه جشنواره از نادر ابراهیمی
برای تقدیر از «نادر ابراهیمی»، «سیروس الوند» كارگردان سینما به دعوت مجری مراسم به روی صحنه آمد.
الوند جایزه ویژه‌ای را از سوی جشنواره فیلم فجر به همسر نادر ابراهیمی نویسنده فقید اهدا كرد.
سیروس الوند در این مراسم گفت: دهه چهل دهه مهمی برای سینما و ادبیات است و ابراهیمی فعالیت خود را از این دهه آغاز كرد و آثار تاثیرگذاری را برای مخاطبان به نگارش درآورد.
همسر نادر ابراهیمی در این مراسم از تقدیر ویژه جشنواره، تشكر كرد.

جوایز بخش‌های مختلف جشنواره به شرح زیر است؛

* بخش نقش خیال- آثار پویانمایی
در ادامه مراسم در دو پرده ویدئو آرت عاشورا پخش شد و با اعلام مجری و پخش یك میان‌برنامه یك دقیقه‌ای مراسم اهدا جوایز آغاز شد.
هیات داوران بخش نقش خیال- مسابقه آثار پویانمایی به روی صحنه آمدند و پس از اعلام نامزدها توسط مجری، این گروه از داوران جوایز خود را به این شرح اعلام كردند: جایزه سیمرغ بلورین بخش مسابقه آثار پویانمایی به «شهر خاموش» ساخته «امیر مهران»، دیپلم افتخار این بخش به اثر «نوازنده» ساخته «كیانوش عابدی» اهدا شد.
سعید توكلیان، امیرمحمد دهستانی و رضا تقدسی داوران این بخش از جشنواره بودند.

* بخش چشم واقعیت- فیلم‌های مستند
در ادامه مراسم هیات داوران بخش چشم واقعیت به دعوت مجری به روی صحنه آمدند.
این داوران شامل مهدی همایونفر، حبیب احمدزاده، سعید صادقی و رضا برجی جوایز خود را به این شرح اعلام كردند: سیمرغ بلورین بهترین مستند بلند به «فیما امامی و رضا دریانوش» كارگردانان فیلم «جای خالی آقا یا خانم ب»، سیمرغ بلورین بهترین مستند كوتاه و نیمه بلند به «رضا فرهمند» كارگردان فیلم «اتاق صعود»، دیپلم افتخار این بخش به «فتح‌الله امیری» كارگردان فیلم «زندگی در كسوف»، دیپلم افتخار دیگر این بخش به «سیدحامد نوبری» كارگردان فیلم «فقط كمی نور» تقدیم شد.
در ادامه مراسم چند قطعه موسیقی توسط علیرضا قربانی به صورت زنده اجرا شد.

* بخش ویدئو سینما
هیات داوران این بخش (مسابقه آثار ویدئویی) شامل مهناز مظاهری، قاسم قلی‌پور، محمدرضا اعلامی، جهانگیر الماسی و حبیب‌الله بهمنی جوایز خود را به این شرح اعلام كردند: در بخش مسابقه آثار ویدئویی بلند دو دیپلم افتخار به «احسان عبدی‌پور» كارگردان فیلم «افسانه 98» و «امین فرج‌پور» نویسنده فیلمنامه «دویدن در میان ابرها» اهدا شد.
در بخش مسابقه آثار ویدئویی كوتاه نیز یك سیمرغ بلورین به «فرشید اخلاقی‌پور» كارگردان فیلم «تالار عروسی بوف كور» تقدیم شد و یك دیپلم افتخار به «طوفان نهان‌قدرتی» نویسنده و كارگردان فیلم «ترانه‌ای برای لوبا» اختصاص یافت.

* بخش نگاه نو- فیلم‌های اول و دوم
در بخش مسابقه فیلم‌های اول و دوم 4 دیپلم افتخار اهداء شد.
دیپلم افتخار بهترین نویسنده به «جلیل سامان» برای فیلم «زندگی»، دیپلم افتخار بهترین نویسنده به «احمد كاوری و داود امیریان» برای فیلم «نفوذی»، دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری به «تورج اصلانی» برای فیلم‌های «زمزمه با باد» و «بدرود بغداد»، دیپلم افتخار بازیگر نقش اول به «رضا خدادبیگی» برای فیلم «زندگی»، همچنین در بخش بهترین كارگردانی یك دیپلم افتخار به «احمد كاوری» و «مهدی فیوضی» برای فیلم «نفوذی» اهدا شد و سیمرغ بلورین این بخش از جشنواره به «بهرام توكلی» كارگردان فیلم «پرسه در مه» رسید.
در ادامه جایزه ویژه هیات داوران به فیلم «زندگی» به تهیه‌كنندگی «همایون رضا عطاردی» اهدا شد و دبیرخانه جشنواره از فیلم «راز دشت تاران» به كارگردانی «هاتف علیمردانی» و «محمد لطفعلی» به خاطر بهره‌گیری خاص از جلوه‌های ویژه اهدا كرد.
همچنین سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول و دوم به فیلم «نفوذی» به تهیه‌كنندگی جمال شورجه و حسن علیمردانی اختصاص یافت.

*بخش‌های بهترین جلوه‌های ویژه، چهره‌پردازی و طراحی لباس و صحنه
در ادامه مراسم جوایز بخشهای چهره پردازی و جلوه های ویژه و طراحی لباس و صحنه اهداء شد.
مجری مراسم از داوران این بخش دعوت كرد تا روی صحنه حضور یابند.
همچنین جواد شمقدری و مهدی مسعودشاهی نیز برای اهداء این جوایز روی صحنه آمدند.
ابوالقاسم طالبی، اسفندیار شهیدی، ابراهیم فیاض، محسن علی‌اكبری و سیدناصر هاشم‌زاده به روی صحنه آمدند و جوایز این بخش را به این شرح اعلام كردند:
سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی به «سعید ملكان» برای فیلم «ملك سلیمان» اختصاص یافت و در بخش جلوه‌های ویژه سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های ویژه میدانی به «محسن روزبهانی» برای فیلم «شب واقعه»، سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های ویژه رایانه‌ای به «هدیش بیگدلی‌شاملو» برای فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» و سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های ویژه رایانه‌ای به «لئو لو» برای فیلم «ملك سلیمان» اهدا شد.
در ادامه سیمرغ بلورین بهترین طراحی لباس و صحنه به «عباس بلوندی» برای فیلم «شب واقعه» اهدا شد.

* بخش‌های صدای فیلم و موسیقی
در ادامه مراسم هیات داوران بخش مسابقه سینمای ایران جوایز بخش‌های صدای فیلم و موسیقی جشنواره فیلم فجر را اهدا كردند.
در بخش صدای فیلم سه سیمرغ بلورین به این شرح اهدا شد:
سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری به «وحید مقدسی» برای فیلم «بیداری رویاها»
سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری به «سیدعلیرضا علیدی» برای فیلم «آل»
سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری به «كیسون چانگ» برای فیلم «ملك سلیمان»
همچنین در بخش موسیقی دو سیمرغ بلورین به ترتیب به «بهزاد عبدی» برای فیلم «آل» و «چان كونگ وین» برای فیلم «ملك سلیمان» اختصاص یافت.

* بخش بازیگران مكمل نقش مرد و زن
در ادامه مراسم با حضور هیات داوران بخش مسابقه سینمای ایران جوایز بازیگران نقش مكمل به برگزیدگان اهدا شد.
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر بخش مكمل مرد به «مهدی فقیه» برای فیلم «ملك سلیمان» اهدا شد. در این بخش 5 بازیگر نامزد دریافت جایزه بودند.
همچنین سیمرغ بلورین بهترین نقش مكمل زن به «شیرین یزدان‌بخش» برای بازی در فیلم «لطفاً مزاحم نشوید» اهداء شد.

* بخش تدوین و فیلمبرداری
در ادامه نیز سیمرغ بلورین بهترین تدوین به «حسین غضنفری» برای فیلم «شب واقعه» اهدا شد و همچنین سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری به «حسن كریمی» برای فیلم «به رنگ ارغوان» اختصاص یافت.

* بخش بهترین بازیگران نقش اول مرد و زن
در ادامه مراسم با حضور هیات داوران سیمرغ های بلورین بهترین بازیگران نقش اول مرد و زن و فیلمبرداری به برگزیدگان اهدا شد.
در این بخش جواد شمقدری از سیدمحمد حسینی و علی نصیریان برای اهدا جوایز دعوت به عمل آورد.
دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد به «هدایت هاشمی» برای فیلم «لطفا مزاحم نشوید» اهدا شد و سیمرغ بلورین این بخش به «محسن طنابنده» برای بازی در دو فیلم «سنگ اول» و «هفت دقیقه تا پاییز» اختصاص یافت.
دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن به «مریلا زارعی» برای فیلم «كیفر» رسید و سیمرغ بلورین این بخش به «نگار جواهریان» برای فیلم «طلا و مس» اهدا شد.

* بخش فیلمنامه
در این بخش دو جایزه به این شرح اهدا شد:
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه اقتباسی به «مصطفی رستگاری» برای فیلم «چهل سالگی»
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه به «همایون شهنواز» و «شهرام اسدی» برای فیلم «شب واقعه»

* بخش كارگردانی
در ادامه مراسم هیات داوران سینمای ایران جوایز كارگردانی را اهدا كرد.
در بخش كارگردانی یك دیپلم افتخار به «علیرضا امینی» برای كارگردانی فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» رسید و دو جایزه ویژه هیات داوران به ترتیب به «همایون اسعدیان» برای فیلم «طلا و مس» و «علیرضا رئیسیان» برای فیلم «چهل سالگی» رسید.
در ادامه نیز سیمرغ بلورین بهترین كارگردانی به «ابراهیم حاتمی‌كیا» برای فیلم «به رنگ ارغوان» اهدا شد.
حاتمی‌كیا در هنگام دریافت جایزه خود گفت: خوشحالم كه به یاری خدا این فیلم پخش شد و به جاودانگی رسید. به ما هنرمندان اعتماد كنید چون ما با حساسیت جامعه و مسائل اجتماعی را می‌بینیم و هنر ما در كنج‌خانه‌های شما نفوذ می‌كند پس به ما اعتماد كنید.
من از آقای شمقدری كه شجاعت به خرج دادند و زمینه نمایش این فیلم را فراهم كردند تشكر و قدردانی می‌كنم.

* بخش مردمی جشنواره
سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران به فیلم «به رنگ ارغوان» به تهیه‌كنندگی «سیدجمال ساداتیان» اهدا شد.
این فیلم با كسب 68 درصد آراء سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را به خود اختصاص داد.
جایزه بهترین اثر ویدئویی نیز به فیلم «سایه بر خورشید» اهدا شد.

* بخش بهترین فیلم
فیلم «به رنگ ارغوان» به تهیه‌كنندگی «سیدجمال ساداتیان» از سوی هیات داوری سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره را به خود اختصاص داد.
ساداتیان در هنگام دریافت جایزه از تلاش‌های شمقدری برای نمایش این فیلم تقدیر كرد.

* بخش‌ نگاه ملی
در ادامه مراسم در بخش جوایز ویژه از نگاه ملی، سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی (ایرانی اسلامی) به فیلم «عصر روز دهم» به تهیه‌كنندگی «منوچهر محمدی» اهدا شد.
پلاك زرین این بخش نیز به فیلم «ملك سلیمان» به كارگردانی «شهریار بحرانی» اهدا شد.
در هنگام اهدای جوایز بخش نگاه ملی همچنین یكی از سرداران دوران دفاع مقدس حضور داشت.

* تقدیر از علی نصیریان
در این بخش یك لوح تقدیر و 18 سكه از سوی جشنواره با عنوان جایزه حقوق بشر اسلامی به «علی نصیریان» بازیگر پیشكسوت سینمای ایران اهدا شد.
مراسم اختتامیه بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر دقایقی پیش به كار خود پایان داد.

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

عكسهای دیدنی فیلم درباره الی





فیلم درباره الی عکس فیلم درباره الی تصاویر فیلم درباره الی عکس گلشیفته فراهانی در فیلم درباره الی

۱۳۸۷ تیر ۴, سه‌شنبه

متن مصاحبه مهران مدیری در مثلث شیشه ای به همراه عکسها +مشاهده فیلم

متن مصاحبه مهران مدیری در مثلث شیشه ای به همراه عکسها

+مشاهده فیلم

متن مصاحبه

به نام خداوند بخشنده مهربان خانمها آقایان ، دخترها و پسرها سلام شب به خیر امروز روز آزادی بود برای مردم غیور، مردم درجه یک و مردم بسیار متعهد و متدین کشورمان، مجددا در برنامه مان گرامی می داریم روز بزرگ حماسه و غیرت در تقویم تاریخ ایران 3خردادماه را ،شما خیلی خوش سلیقه هستید که برنامه ما را برای تماشا انتخاب کردید امیدواریم که ما هم در قبال لطفی که به ما دارید برنامه ای درخور شان تقدیم حضورتان کنیم. فکر میکنم که با تبلیغاتی که انجام شد برای برنامه هم در خود تلویزیون، هم روزنامه ها و خبرگزاری های مختلف، نیازی نباشد من خیلی برنامه را به فضای تعلیق ببرم تا شما مهمان برنامه را بشناسید. شاید ذکر همین نکته کافی باشد که مهمان برنامه ما می گوید که بی دفاع است. اگر باور نمی کنید تماشا کنید تا برگردیم. لازم است که قبل از اینکه با مهمان نازنین برنامه امشب سلام وعلیک و گفتگو را آغاز کنم به رسم ادب حرفه ای به شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران و مدیریت و ریاست محترم این شبکه جناب آقای دکتر پور محمدی بسیار تبریک بگویم که در ایام عید با ساخت یک مجموعه جذاب و پرمخاطب توانستند لحظات شادی آفرینی را برای مردم ایران به ارمغان بیاورند همینطور باید تبریک بیشتر را ابلاغ کرد به مرد موفقی که در طول سیزده چهارده شب نوروز ثابت کرد که هربار می تواند چهره متفاوتی را از خود به نمایش بگذارد.

مهران مدیری

مهران سلام شب به خیر به مثلث امشب خیلی خوش آمدید.

*متشکرم من هم سلام عرض می کنم خدمت همه بینندگان عزیز و خوشحالم که اینجا هستم.

-خیلی ممنون هستم، ما هم خوشحالیم که شما را در برنامه مثلث شیشه ای می بینیم.چه خبر؟

*سلامتی خبری نیست.

-هیچ خبری نیست؟ امن وامان؟ خوب استراحت کردید بعد مرد هزار چهره؟

* استراحت آره،یک هفته ده روز کامل خوابیدم .

-روزهای آخر میدیدم خیلی خسته بودی

*بله روزهای آخر خیلی سخت بود، کار خیلی سنگینی بود و سخت بود. ولی خوابیدم بعدش، آره بد نبود.

-یک جمله خیلی جالب مهران مدیری پشت صحنه سه چهار قسمت آخر گفت، گفتم اگر یک روز امد به برنامه مثلث شیشه ای می گویم ، می گفت اگر من از هفت سال پیش هم تولید سریال را شروع کنم، باز شب آخر به مشکل می خورم.

*بله ما همیشه این مسئله دقیقه 90 را داریم حالا یک وقتهایی این قضیه خیلی شدیدتر بود بخاطر عدم برنامه ریزیها ولی الان برنامه ریزی هایمان درست شده ،وسواس من زیاد شده. که می رسیم به شب آخر

-و تقریبا سکانس های آخر مرد هزار چهره درست روز سیزده به در ضبط شد؟

*بله شما که یادت است. *خیلی سخته و بی خواب و اما بسیار دقیق و وسواسی

. سوال نظرسنجی امشب ما راجع به ساخته های مهران مدیری است که فکر می کنم برای خود مهران هم جالب باشد که نظر شما را ببیند. نظرسنجی مثلث به نظر شما کدام یک از آثار مهران مدیری جذاب تر بوده است؟ 1-پاورچین 2-نقطه چین 3-شب های برره 4- باغ مظفر 5- مرد هزارچهره عدد گزینه مورد نظر را به شماره 3000052 ارسال نمایید. -همین الان که در استودیو نگاه می کردیم مهران می گفت من خودم به مرد هزار چهره رای می دهم. کامل ترین ساخته ات بود یا جذاب ترین؟ یعنی حرفه ای ترین بود یا جذاب ترین؟

*حرفه ای ترین بود برای اینکه ما تک دوربین ضبط کردیم مثل سینما و خب خیلی اینکار برایش دکوپاژ داشتم، فیلمنامه خوبی داشت، متن های خیلی خوب و دقیق داشت، کار با بازیگر زمانش را داشتیم که انجام بدهیم. حرکت های دوربین، قاب بندیها، لباس، توانستیم به جزئیات بپردازیم که در کارهای قبل نمی شد.

مهمان مثلث شیشه ای - مهران مدیری

-خب آخر بعضی اوقات جزئیات در نهایت به کمکی به جذابیت قضیه نمی کند یعنی خیلی وقتها بدون دقت به جزئیات می توان اثر جذاب خلق کرد؟

*خب این کار را کردیم قبلا خیلی، ولی این کار دقیق تر بود حرفه ای تر بود به معنای یک اثر نمایشی به لحاظ دکوپاژ ؛ دوربین، فیلمنامه، گریم، لباس

-مخصوصا این فیلمنامه اش خیلی مهم بود می گویند اولین بار بودکه مهران مدیری کامل فیلمنامه را در اختیار داشت می دانست می خواهد چی بسازد؟

*نه -

قبلش هم اتفاق افتاد ؟

*این کار هم فیلمنامه کامل دراختیارم نبود.این که می گویم، ضعف هیچکس نیست یعنی فکر کنید گروه نویسنده را می گویم خیر. برای اینکه گروه نویسنده هم با انچه ساخته می شود با این فضا پیش می رود، و این خوب است. یعنی گروه نویسنده هم خودش را با آنچه می بیند و ساخته می شود روتوش می کند بخش های جذاب تر را تقویت می کند با همین نگاه آزمون و خطا هست در روز آخر.

-دفعات قبلی کارهای روتین نود شبی شما فرصت روتوش را داشتید، روی آنتن می دیدید، فیدبک مردم را نگاه می کردید تقویت می کردید، این دفعه نویسنده ها دنبال چی می گشتند ؟ ضبط می شد باید پخش می شد چه جوری میخواستید؟

*بچه ها می آمدند سر صحنه، مدام می دیدند چیزی را که ضبط می شود حتی من یک قسمتهایی که بچه ها نبودند یا حالا به شکل راش یا مونتاژ شده می بردم با بچه ها میدیدم، سکانس که ضبط شده این شکلی است. بچه ها به یک جزئیاتی می رسند در مورد شخصیت اصلی این کار و یا کسانی که دارند بازی میکنند می رفتند متنی که به ما داده بودند، یک تغییراتی در آن میدادند برای جذابیت تر شدنش.

-این شخصیت اصلی که شما انتخاب کردید یکی از سوالهای مهمی است که می خواهم امشب بپرسم برخی از کارشناسان مشهور همیشگی معتقدند که مهران مدیری همیشه دوست دارد شخصیت اصلی باشد. همیشه هم بوده در همه کارهایش محور خودش است نقش اول خودش است بقیه هم زیر سایه مهران دارند جلو می روند.

* نه شایعه است اینها. این که من دوست دارم شخصیت اصلی باشم اصلا دوست ندارم بازی کنم.

-پس چرا بازی می کنید؟

*توی کار پاورچین من آمدم توانستم حرفم را به کرسی بنشانم که من یک ذره کنار تر بایستم یک ذره ان نقطه اصلی درخشان کار ما جلوتر باشد و من مکمل باشم در شبهای برره هم همینطور، سیامک اصلی نقطه اصلی بود من سعی می کردم یکی از ان اهالی باشم در کنارش، در مرد هزار چهره به دلیل اینکه سعی بود حرفه ای تر کار شود من تمرکز بیشتری روی کارگردانی داشته باشم اصلا نمی خواستم بازی کنم من روز اول نشستم روزها فکر کردم به اینکه چه بازیگری این را بازی کند.

به چه کسانی فکر کردید؟ -

*به سیامک انصاری، به امین حیایی، به خیلی ها و بچه های نویسنده گفتند ما نمی نویسیم و رفتند تعطیل. بعد یک بحثی شد که تو بازی نکنی ما اصلا نمی نویسم. انها نه به این دلیل که من خیلی بازیگر بزرگی هستم می گفتندنه بخاطراینکه می گفتند این نقش مال تو است یعنی ربطی به قدرت بازیگری و ضعف بازیگری ندارد و یک ظرایفی داشت البته من هم خوشحالم که بازیش کردم خودم

-منم خوشحالم چون توانایی دیگری از مهران مدیری نشان داد ولی حرفم را پس نمی گیرم که مهران مدیری دوست دارد محور کارهای خودش باشد. چند دلیل هم برایش دارم تیپ هایی که در کنار تو رشد می کنند در سریال های مختلف ،دیگر در اثر بعدی دیده نمی شود. مثلا بامشاد، کسی که گل می کنددر سریال مهران مدیری در مجموعه بعدیش نیست.

*نه ، این خیلی بی رحمانه است که می گویید.من اتفاقا خیلی پوشش می دهم بازیگران دیگر را، می گویم من در پاورچین خیلی قسمتها را بازی نمی کردم، آمدم کنار تر، نقطه اصلی ما به عنوان یک کمدین جواد رضویان بود در بربره به نظر من نقطه اصلی و درخشان کار شخصیت سیامک بود و من پوشش می دادم مدام پوشش میدادم برای بیشتر دیده شدن این که در کار بعدی ما باهم کار نمی کنیم یک بحث دیگر است . کار بعدی شروع می شود بچه ها سر کار دیگر هستند ان یکی سرکار سینمایی است یا نقش هایی که ما داریم به ان آدمها نمی خورد.من در مرد هزار چهره جایی برای شفیعی جم نداشتم.

-ولی اگر بخواهی برای کسی جایی طراحی کنی، مطمئنم که انقدر قدرت داری که طراحی کنی؟

*این لطف شماست، به هرحال یک جوری باید درست و منطقی باشد انتخاب نقش ومن نشستم به یک سری بازیگر دیگر فکر کردم با یک شکل و شمایل دیگر، با یک جور بیان دیگر با یک جور سابقه دیگر که سابقه کمدی نبود خیلی هاش.خیلی جدی بودند،برای اینکار اصلا این را می طلبید.

- اگر اتفاقا من بخواهم ان نقد بی رحمانه را ادامه بدهم تازه می گویم در مرد هزار چهره مهران مدیری رفت سراغ چهره هایی که اصلا طنز کار نکردند تا نمود طنز خودش بیشتر باشد.و بی رحم تر می شوم.

-مهران عزیز در صحبت هات به چیزی صحبت کردی که نویسنده هات گفتند این نقش مال تو است. اتفاقا میخواستم برنامه را از اینجا شروع کنم که می گویند مرد هزار چهره اصلی با توجه به پایان بندی که داشتی خود مهران مدیری است. مهران می خواست نشان دهد که من هزار چهره ام.

*یک تعبیری بود که من در نقدها خواندم ولی اصلا اینجوری نبود. من یک شخصیتی را شروع کردم به بازی کردن و به مرور دوستش داشتم. به عنوان یک ادمی که یک کودکی و معصومیتی درش است و همان جور که گفتم بی دفاع است. من هرگز فکر نکردم به اینکه این ادم می توانم من باشم. اینها تعابیر شخصی که راجع به این کار می شود حالا خیلی تعبیرها می شود، ولی این شخصیت یک آدمی بود یک آدم بازی شدنی توسط من که ربطی به من نداشت.

-چون آخر اسم اولیه سریال اگر جای من بودی؟بود یا نوشته ای که از طرف روابط عمومی سریال شما در اختیار مطبوعات قرار می گرفت با همین شروع می شد.

*اسم اولیه مرد هزار چهره بود. ما کدی که برای سازمان دادیم با این اسم بود. من خودم یک روز فکر کردم که مرد هزار چهره یک ذره کلیشه ای است بعد فکر کردم به این اسم اگر جای من بودی با یک علامت سوال،بعد مدت خیلی زیادی این اسم جا افتاده بود در مطبوعات همه منتظر بودند مرد هزار چهره ببینند. بهرحال فکر کردیم که ممکن است بخشی از بینندگانمان را از دست بدهیم یا مردم فکر کنند یک کار دیگر بوده در نتیجه تصمیم گرفتیم همان اسم قبلی باشد.

-همیشه هم وقتی خبرهای اینچنین اتفاق می افتد بلافاصله بازار شایعه داغ می شود بعد از تمام شدن مرد هزار چهره بعضی از خبرگزاری ها مطبوعات نوشتند یک سانسوری عظیمی در این سریال صورت گرفت و خیلی از قسمتها حذف شد. ما اصل مطلب را از خود مهران سوال میکنیم که چقدر سانسور وجود داشت اصلا وجود داشت یا خیر؟

*این کار 86 قسمت بود 65 قسمتن آن حذف شد.( خنده ....) این اولین کاری بود در طول این پانزده سال که ازشروع کار طنز می گذرد این نوع کاری که من شروع کردم ،سانسوری نداشت. یعنی به خاطر اینکه هماهنگی ها از قبل شده بود یعنی من اجازه شوخی با خیلی از مشاغل و پست ها را با سازمان هماهنگ کرده بودیم اجازه اش را گرفته بودیم، متن ها خوانده شده بود ایراد از قبل گفته شده بود، اگر موردی بود که باید پخش نمی شد به ما می گفتند و برای ما خیلی عجیب بود و خیلی خوب بودکه برگه های ایراد هر بخش که می اومد خالی بود در حد جمله یا کلمه که او ن هم با پخش چک می کردیم و پخش می گفت اگر لطمه ای نمی خورد این کار را بکنید. یعنی اگر این سکانس لطمه ای بهش نمی خورد، اگر فکر میکنید لطمه می خورد بیایید فکری کنیم چکار کنیم یعنی در مونتاژ به نقطه ای برسیم که هم این اتفاق به خوبی صورت بگیرد هم اینکه ان سکانس پخش شد.نه اتفاقا ما مسئله ممیزی خیلی خیلی کم داشتیم.

-پس رسما توسط خود مهران تکذیب می شود .چون بعضی از خبرگزاری ها می گفتند 110 دقیقه، نود دقیقه، 200 دقیقه سانسور شد

. * چیز دیگری هم بگویم، من خودم هم در پانزده و شانزده سال یاد گرفتم یعنی چیزی را اجرا می کنم که می دانم مشکلی ندارد یعنی یاد گرفتم ، انقدر حرف زدیم، بحث کردیم و اتفاقات افتاده .من می دونم که این چیزی که الان دارم ضبط می کنم ممکن است پخش نشود، بنابراین ضبط اش نمی کنم. یک جوری خودم مواظب هستم اگر راجع به شغلی حرف میزنیم به کسی بر نخورد اگر عنوانی را نشان می دهیم برای کسی مشکلی پیش نیاید، جمله بندیها ، شکل گریم خانم ها، مسئله حجاب خانمها، بلد شدم، در این سالها خودم مواظب هستم اشکال پخش به این خاطر کم شده.

-مهران عزیز به شغلهای مختلف اشاره کردی، حالا بعد ا زمرد هزار چهره شایعه این که افراد متعددی از این پروژه اعلام شکایت کردند، یکی که حقیقت داشت اداره ثبت احوال شیراز، صحبت نیروی انتظامی که خیلی مکدر از قضیه یا دوستان ادیب و نویسنده و پزشکان ناراحت هستند .چیز رسمی به شما ابلاغ شد.راجع به این قضیه.

*نه ،همه اینها شایعه شد بعضی از مطبوعات عزیز ما، قربانشان برم، بهرحال ممر درآمدی است این بازی را راه انداختند که نیروی انتظامی شکایت کرده، ثبت احوال فلان جا اصلا اینها نبود.

مهران مدیری

-ثبت احوال که شکایت کرد ولی پس گرفت.

*بله ان خیلی قبل تر از پخش کار بود، بعضی از مطبوعات گفتند برنخورد، پدر من را در نیارید. بعد این بود که هیچ کس مشکلی با این مضامینی که ما کار کردیم نداشت واقعا ممکن بودشخصی یا اشخاصی دلخور شده باشد ولی اینکه یک صنف یا یک شغل یایک سازمان نه.

- من بحث کوتاهی راجع به همین قضیه کنم،جدیدا باب شده هر سریالی که از تلویزیون پخش می شود اصطلاح خارجی ببخشید آن bad mans قصه ما بلافاصله یک نامه بلند می نویسند به رسانه ها که به ما برخورد این کار را کردید مخصوصا در کار طنز این اتفاق بیشتر می افتد شما تحلیل تان چیست راجع به این قضیه؟

*این موضوعی است که در همه دنیا رسم است. بارها این حرف زده شده ولی چون سوال می کنید من بارعرض می کنم .شوخی با یک آدم یا آدمهایی که در یک شغل یا صنف مشخص کار و زندگی می کنند این نماینده همه ان صنف نیستند. ما چندتا شخصیت می سازیم و باهاشون شوخی می کنیم. یک شخصیت می تواند عضو نیروی انتظامی باشد می تواند پزشک باشد، می تواند معلم باشد، می تواند شاعر باشد این آدم این خنگی که ما تصویر می کنیم نماینده همه پزشکان نیستند. اخر چطور ممکن است من بیاییم همه پزشکان را زیر سوال ببرم ما با پزشکان زندگی می کنیم. ما با شعر و شعرا و روشنفکران و ادبیات زندگی می کنیم. ما در مورد پرستارها مدیونشان هستیم وبا خیلی اقشار دیگر چطور میشود همه اینها را ندید گرفت و دست شان انداخت هدف این نیست. چون ما هر شخصیتی را انتخاب کنیم بالاخره این دارای شغل دارای یک جغرافیاست . یعنی یک شیرازی، یک کرمانی، یک تهرانی یا یک لواسانی بلاخره مال جایی است.اخر نمی شود یک آدمی نه مال جایی باشد نه هیچ شغلی داشته باشد نه هیچ رفتار فرهنگی داشته باشد بالاخره هرکاری کنیم به یک جا، یک کسی یک شغلی بر میخورد . من فقط میتوانم این را بگویم هر آدمی که ما می سازیم و باهاش شوخی نمی کنیم، نماینده ان صنف نیست.یک آدم ساخته ذهن ما در اجتماع است.

-مهران شاید بخاطر کم شدن حس اعتماد ها نسبت به همدیگر است. که این آسیب بزرگ اجتماعی است که اعتماد در جامعه بین آدمهای جامعه کم بشود به هنرمند اعتماد نکنیم. فکر کنیم او میخواهد ما را تخریب کند. به پزشک اعتماد نکنیم.فکر نمی کنید این دلیل هم می تواند یکی از دلایل این بحث باشد.

*می تواندیک دلیل اش این باشد

-حالا بخشی از این گفتگو را با این دعا به پایان برسانیم که انشالله حس اعتماد جمعی به همدیگر بیشتر شود. جامعه امروز از اعتماد مردم به همدیگر است که می تواند. بالنده تر شود این بخش گفتگو پخش وله نظرسنجی

* رضا شیدپور به من میگویند بگو اس ام اس بدهند برایت ، می گویم خب می دهند تو چرا اصراری می کنی

. -می گویند که مهران مدیری پشت صحنه کارهایش خیلی خشمناک و عصبی است واصلا آن چهره خندانی که در سریال می بینید نیست. خیلی آدم عصبی است.

*این را باید از بچه هایی که باهاشون کار می کنیم بپرسید من نمیتوانم خودم را توضیح بدهم. ولی خشمناک و عصبی نیستم جدی هستم. روابطمان دوستانه است .من فقط یک نقطه ضعف دارم در زندگی در کار، کاری را که به کسی که محول می شود درست انجام ندهد ماست مالی کند ،من دیوانه می شوم می تواند به من بگوید من این کار را نمی کنم.دوست ندارم اصلا این کار را کنم. من قربانش هم می روم. بگویم این سیم را ببند، اینجوری ببندد و برود. یعنی ان کاری که بهش محول شده به درستی انجام ندهد این فقط نقطه ضعف من است والا روابط ماخیلی دوستانه است، خیلی با احترام است، خیلی با همدیگر دوست هستیم، به همدیگر انرژی میدهیم و من اگر بخواهم سرکار عصبانی باشم و خشمناک که نمی توانم گروه نود و دو نفری را بچرخانم

. -خیلی چیز مهمی است گروه نود و دونفری، الان از دو زاویه می توانم نگاه کنم یکی اینکه تو حس لیدری داری برای نود و دونفر به همین خاطر همین حس است که در کار همه سرک می کشی، نویسنده الان چی می نویسد ، تصویربردار چی کار می کند، یا اینکه وسواس خیلی زیاد داری، چون در سه چهار قسمتی که من هم پشت صحنه کارت بودم، می دیدم که خیلی وقتها می شینی جای تصویر بردار خودت داری تصویر برداری می کنی، این دخالت در کار ان طرف تعبیر نمی شود؟

*نه چون رابطه ما با بچه ها رابطه خیلی خیلی نزدیکی است، بچه های تصویربردار به من اجازه می دهند که پشت دوربین شان بشینم و جای خودم بگیرم، به حس خودم بگیرم، چون دوربین جان دارد من دوست دارم یک پلانهایی را با حس خودم بگیرم. مخصوصا این کارهای حرکتی روی ریل بچه ها هم ناراحت نیستند از این موضوع برای اینکه یک جاهایی انها به من یک چیزهایی را می گویند ومن گوش میدهم به من یاد می دهند، یک جور تبادل نظر و یک جور تعامل. من گریم هم می کنم. سراغ بهران دهقان یار می رویم یک وقتهایی در موسیقی هایش هم دخالت میکنم

. -اتفاقا ما با بهرام دهقان یار یک صحبت مکتوب کردیم می گفت که نظر خود مهران بود که تیتراژ مرد هزار چهره براساس یک اثر معروف ساخته شود.

* در لباس می روم نظر می دهم می دوزم همه کار می کنم.

- به خاطر از بالا به پایین نگاه کرده است یا اینکه دوست داری

* نه، این ها همه به خاطر بهتر شدن کار است به خاطر سرعت بخشیدن به کار است،بخاطر همفکری بیشتر، همه ما داریم تلاش می کنم که کاری که دارد ساخته می شود به بهترین شکل ممکن ساخته شود. من کی هستم که مدیریت و لیدر، همیشه این چیزها خنده دار است برای من . از بیرون می بینم که یک نفر خودش را در یک جایگاه می داند و صندلی کارگردان برایش می گذارند پشتش می نویسند director می میرم از خنده، برای اینکه اتاق کارگردان ، تلفن های آقای کارگردان، منشی کارگردان شما اگر می خواهید با کارگردان حرف بزنید اول باید با ایشان صحبت کنید. اینها ظواهر و حواشی که وقت آدمها را به بطالت می گذارند و خیلی ها عاشق این حاشیه ها هستند یعنی کارگردان یک کسی که پاچه هایش را می زند بالا می رود وسط همه کار می کند، با همه خوب هست، به همه انرژی می دهد، از همه انرژی می گیرد، معنی لیدر معنی مدیر این است.

-بگذارید من هم تائید کنم حرفهای مهران را چون هفت هشت روزی که از نزدیک سرکار میدیدم، برای کار دل می سوزاند،من طعم دخالت نمی چشیدم یا طعم ان عصبیت و بداخلاقی که بعضی از روزنامه ها می نویسند، این طعم را هیچ وقت احساس نکردم ، مسلما بچه هایی که با مهران سالهاست کار می کنند این حرف را بیشتر تایید می کنند. مهران ما برای مهمان هایمان یک بسته های ویژه شیشه ای داریم که یا موسیقی ، یا عکس، یا فیلم است. کدام است؟

* عکس است.

پخش عکس های از مهران مدیری -این نفر اول از سمت راست مهران مدیری است

*یک توضیحی بدهم این سال 64 است در جبهه .

-کجای جبهه

*پاوه کردستان ما هم می جنگیدم هم تئاتر اجرا می کردیم،این بهروز سلیمی است که رفت کانادا این یوسف است که بازی می کرد، این علی آقامحسنی بازیگر وهم دبیرستانی حمید هم ان کنار است که شهید شد.این یک اتاقکی است باید می رفتیم در سنگرها تئاتر اجرا می کردیم.

-من اتفاقا نمی خواستم به طور مستقیم به مهران مدیری که از بچه های جنگ است این عکس را انتخاب کردم که به این قضیه برسیم.

*این فیلم دیدار است سال 72 کار محمدرضا هنرمند که من داستان حتما دوستان دیدند، داوود اسدی هم بودند که خدا رحمتشان کند.

مهمان مثلث شیشه ای - مثلث شیشه ای

-مهران، می گویند که تو خودت خیلی به نقش های جدی علاقه داری و خودم می دانم ولی هیچ وقت مردم تو را در نقش های جدی نمی پذیرند بیشتر دوست دارند مرد هزار چهره ببینند تا مهران را در دیدار یا باغ گیلاس

*بله خیلی ها این را به من گفتند، یاد یک خانم خیلی مسنی می افتم. من کنسرت داشتم سالن میلاد سه سال پیش کنسرت تمام شد من هم خیلی خوشحال که با ارکستر بزرگ می خوانم این همه جمعیت، خانم خیلی خیلی مسنی آمده بود پشت صحنه گفت مادرجان بیا گفتم جانم گفت یک چیزی بهت می گویم از من بشنو گفت برو همان بازیگری ات را کن. بهترین نقدی بود، صادقانه ترین نقدی بود که در زندگی ام به دلم چسبید.

-ان خانم مسن تا آخر کنسرت هم نشسته بودند؟

*دیده بودند آره گفتند برو سراغ بازیگری کارگردانی، حالا خیلی ها به من گفتند نیا تو وادی جدی، چون من خودم دوست دارم که جدی بازی کنم. پیشینه تئاتری ام همه کارهای جدی و کارهای تراژدی در ان هست. ولی دوست دارد هر بازیگری دوست دارد شکل های مختلف بازی را تجربه کند و من هم اساسا آدم طنازی نیستم به لحاظ شخصیت بیشتر درونگرا و جدی هستم مسائل جدی برایم جدی تر است تا مسائل شوخی. نه اینکه جدی تر باشد ولی دوست دارم خیلی. این است که سعی می کنم اگر نقش جدی بازی میکنم،حالا می خواهم این کار را بکنم یک فیلم جدی می سازم در آینده، در فکرم است که زمانی سالی یک کار جدی انجام دهم، حال سینما یا کارگردانی یا بازیگری یا سریال، سعی می کنم این اتفاق به خوبی بیفتد ادمها بپذیرند این شکلی هم خوب بود،

-ولی من هم مثل ان مادر مسن لزومی نمی بینم این کار را بکنی ، وقتی مردم تو را در این کار موفق می بینند چه لزومی دارد که بگویی من در عرصه دیگری هم موفق هستم؟

*آدم اشباع می شود یک جایی

-فکر میکنید به آخر خط رسیده؟

*منظورم آخر خط نیست خودش شخصا. کسی که بازی می کند نقش کمدی، کسی که آثار کمدی را می سازد، نه اینکه فکر کند به آخر خط رسیده، آخر خطی وجود ندارد ما تهش که برسیم تازه به اول خط رسیدیم. خیلی درونی این ماجرا است دوست داشتن این که بخواهد شکل های دیگری از بازیگری و یا کارگردانی را تجربه کند.

- اتفاقا این مقوله طنزی که تو انتخاب کردی ونمی شود منکر شد که تو و دوستانی که اطرافت بودند یک راه جدیدی در طنز در تلویزیون باز کردید از سال 72 تا الان ، متنها این بار با فراز و نشیب های فراوان همراه بوده بعضی وقتها ان طنز نود شبی را می بینیم که دیگر به کیفیت سابق نیست به دقت سابق نیست انگار یک مغازه ای افتتاح شده و همه را میخواهیم از ان مغازه برای مخاطب استفاده کنیم. می خواهم که تحلیل ات را بپرسم از اینکه طنز فاخر، طنزی که مردم را به فکر وادار کند با بعضی از کارهای که تحویل مردم می دهیم چه تفاوتهایی دارد؟

*چندتا مسئله دارد این نوع کار در ایران،همینجوری بگویم؟

کوتاه کوتاه بگو،

*با من چالش نمی کنی، عرض کنم که اینکار اتفاقا امروز داشتم با یکی از دوستان حرف میزدم همین حرفهایی را که زدم باز تکرار می کنم ما مشکلمان این است که کمدی را جدی نمی گیریم .اصلا همه مشکلها از این جا شروع می شودف کمدی برایمان جنبه شوخی دارد در ذات خودش. کمدی یک از جدی ترین موضوعات بشر است بهانه های نمایشی وادبیات طنز برای اینکه حرف دارد مسئله دارد. وقتی این اتفاق می افتد دنبال فرمولاهایش برای ساختن نمی رویم. یک کار فرمولی دارد،روش بازیگری این نوع کار، ریتم این نوع کار، متن این نوع کار، لحن این نوع کار، ما شوخی های جمعی خودمان را می آوریم جلوی دوربین.به نظر من حس بین من و شماست، دلیلی ندارد که ایشان هم بهش بخندد یا ایشان مطلبی ازش بگیرید تا وقتی جدی نگیریم این موضوع را، منظورم کیفیت ساختار نیست ،جدی گرفتن خود کمدی و اینکه ببینیم چی میخواهیم بگوییم و بعد ابزارش را بشناسیم.

-این را که شما می گویید قطعا درست ولی خودت هم اینکار را رعایت نکردی باغ مظفرت اصلا طنز نداشت بیشتر تبدیل شده بود به ابزار تبلیغاتی؟

*بحث تبلیغات در ان کار یک بحث دیگر است. خود باغ مظفر را جدا کنیم بحث دیگر است. من خیلی اوج و فرود داشتم مثل همه آدمها، پلاک 14 یک چیز بود، نود شب یک چیز بود، شبهای برره یک چیز بود، مرد هزار چهره یک چیز دیگر ما تجربه می کنیم و جلو میرویم آزمون و خطا می کنم و جلو می رویم. این مال همه ما است هرکسی که کار هنری می کند در هر رشته ای این اوج و فرود را دارد ولی موضوعات تبلیغات یک موضوع دیگری در این کار اتفاق افتاد.

-به کار لطمه زد؟

*بله، دلایل اش مفصل است و بحث اش مفصل است اما من همیشه جدی گرفتم این را جدی گرفتم حالا اینکه اوج وفرودش چی بوده ،کجا افتاده کجا رفته بالا، بهرحال من جدی ام را گرفتم -خب تجربه کردی و تا اینکه تکامل یافته من را در مرد هزار چهره ببینیم این حرفی که تو میزنیم از یک زاویه دیگر نگاه میکنیم، جدی بگیریم کمدی بعضی وقتها از سوی برخی مخاطبین حساس (منم حساس) کار به جاهای باریک می کشاند ببین این مهران مدیری الان آمد اینجا این خودکار را گذاشت رو میز منظورش این بود که فلان اتفاقی فلان جوری افتاده بود خودکار را گذاشته بودند الان این کنایه زد به اون،واقعا می خواهم ببینم تا این حد تو می روی لایه به لایه می سازی طنزت را یا اینکه نه برداشتهای که از یک طنزی اتفاق می افتد این را صریح بگو.

*منظور از جدی گرفتن این نیست اینها تعابیر یک کار است. ما به اندازه جمعیت ایران تعبیر داریم. هشتاد میلیون تعبیر از مرد هزار چهره می شود. چون هرکسی نگاه خودش ،تعبیر خودش را به هرچیزی، به هرکاری، به هر شکلی به هر موسیقی، به هر عکسی، به هر تصویری واین را کاریش نمیشود کرد، انقدر این تعابیر گسترده است که منظور اصلی شما این وسط گم می شود. یعنی باید خود ادم باید بشینید بگوید من این را میخواستم بگویم که شما اینجوری برداشت کردید. اشکالی ندارد اصلا جلوی این تعبیر ها را نمی شود گرفت ماهیت هنر تعبیر پذیر است، تعریف های مختلف از یک اثر می شود کرد.همانجوری که در تاریخ هنر همین بوده، اما یک جاهای عجیب وغریب است تعبیرها، خودکاری که شما می گذارید روی میز، یکی میگه خودکار، یکی می گوید مداد، یکی می گوید قلمش را گذاشت که دیگر ننویسد، یکی می گوید این تانک اصلا. - من تعبیرهای عجیب وغریب در کار هزار چهره ات من خیلی در وبلاگ هایت خواندم. *بهرحال یک سقف منطقی دارد تعبیر ، دیگر نمی شود هرچیزی را به چیزهای عجیب و غریب پیچیده تشبیه کرد که هیچ ربطی ندارد. -تعبیر هر کسی محترم ولی دیگر انقدر تعبیر نکنید که منظور اصلی سازنده ان کار لابلای این تعبیرها گم شود، که بیاید توضیح بدهد این تانک نبود قلم بود گذاشتیم جلوی دوربین. یک بسته ویژه دیگری داریم برای مهران مدیری که فکر می کنم برای خودش هم جذاب باشد. بی تناسب با حرفهایمان هم نیست. نگاه کن پخش آهنگ تیتراژ سریال شب های برره

- ولی این کار را خوب خوانده بودی

. *بله خوب خواندم

- توصیه ان مادربزرگ را خیلی بهش عمل نکن بعضی وقتها اتفاقا کارهای خوبی می کنی.

* از دستم در می رود

- تیتراژ مهر و ماه را هم شما خوانده بودید.

*ان هم خیلی خوب بود سریال مهر وماه بود ،تیتراژ هم نفس از کار آقای فخیم زده که فردین خلعتبری ساخت، خیلی کار زیبایی است.

- من می دانم که یک برادر شما اصلا آهنگساز است علاقمند به آهنگسازی است.

* من برادر بزرگم پیانیست و نقاش و گرافیست بسیار خوب

-شنیدم که خودت به نقاشی علاقه داشتی ولی استعدادش را نداشتی

*استعدادش را نمی دانم داشتم یا خیر.اتفاقا برادرم از زمانی که من کوچک بودم اصرار می کرد و کتابهای شیوه های طراحی برایم می خرید باامکانات، ولی من تنبلی می کردم بازیگوشی می کردم، اگر این کار را ادامه میدادم ممکن بود نقاش خوبی میشدم نمی دانم

- مهران درست است که تو به نویسنده هات گفته بودی که هیچ کمکی به سروش صحت نکنند برای کار چهارخانه

*وای خدا من را ببخشد، نه سروش صحت دوست خیلی دوست داشتنی ،خیلی نزدیک عزیز من است، من رفتم لوکشین سر ضبط گفتم که من چیکار کنم که بهتر شود. بعد سروش هم اینجوری فکر می کند همیشه. گفت: نوکرتم قربونت برم گفتم تعارف نیست واقعا من اگر فکر می کنی من میتوانم کاری کنم بکنم، که نه اصلا سروش وقتی بدرخشد من پز اش را می دهم برای چی اصلا.

-پس اصلا واقعیت نداشته؟

*نه شگفت انگیز بود ما همه کمک می کنیم که تک تک مان هی برویم جلوتر، من به پیمان ،پیمان به من، خشایارالوند به ژوله، محراب به سروش، من به بازیگرها ، بازیگرها به هم از شونه های هم هی میرویم بالا به معنای خوبش

-به نظرت بهترین بازیگر مرد هزار چهره چه کسی بود جز منصور شصت چی؟

*من نمی توانم بگویم یک نفر را

- ولی من میتوانم.

* شما به عنوان بیننده بله من بگویم ان یکی دلش می شکند

خب -من به نظرم علیرضا خمسه آدم متفاوتی بود

. *فوق العاده بود درخشان، بی نظیر ولی سیامک انصاری کوتاه و درخشان بود، فلامک جنیدی عالی بود، رضا فیض نوروزی فوق العاده بود.

- قبل از اینکه این مجموعه شروع شود یک حجم عظیمی از تبلیغات شروع شد که امین حیایی می آید ،خسرو شکیبایی می آید، نیلوفرخوش خلق می آید.

رضا رشیپور

*امین حیایی امد و برای بخش مافیا و قرارداد هم بستند. امین رفت چک کرد کارهایش را دید نمی رسد. چند تا کار همزمان داشت. دید هم به ان کار نمی رسد هم به کار من. امد گفت نمی توانم.

- قرار بود چه نقشی بازی کند؟

*قرار بود برایش بنویسم. چون شکل انتهای بخش خانم رهنما که بازی کرد اینجوری نبود، یک شکل دیگر بود،یک زن و شوهر بودند که داستان مفصل دارد که اینها قرار بود امین حیایی وهمسرش بازی کند گفت نمی توانم. گادفادر را قرار بود خسرو شکیبایی بازی کند. آمد حرف زدیم و گفت می آیم، بالافاصله کار سینمایی شروع شد کار خانم عارف پور، شکیبایی باید می رفت شمال، پس فردا صبح اش، یعنی رسیدیم برویم شروع کنیم یعنی امدند این دوستان و نشد به خاطر این تداخل کاری

بعد حضور علی پروین در کار چی بود؟ -

*قرار بود در قسمت آخر آنجا که شما لطف می کنید من را اشتباه کنید آقای پروین من را با یک مربی خارجی اشتباه بگیرد که آقای پروین ان موقع شمال بودند و نتوانستند بیایند . که بعد ما پایان تغییر دادیم.قصه را عوض کردیم و ان شکلی شد که با هم اجرایش کردیم.

-محمدرضا حسینیان این وسط چی شد؟تیزری که از سریال تو پخش می شد آخرش هم می نوشت با تشکر از فلانی ها همین شائبه ایجاد کرده بود . چون حسینیان بوده ؟

* دو تا پلان در آمد، که در یکی اش حسینیان بازی می کرد، به خاطر خشونتی که در این صحنه ها بود، چون این سکانس باز سازی یکی از سکانس های معروف پدرخوانده 1 بود که یک بازیگری می آید پیش رمبو و ازش میخواهد کمک اش کند یک تهیه کننده ای است که نقش خوبی دارد و به او نمی دهد و این می گوید سر اسبش را میبرم و میگذارم در رختخوابش ، سر مرغ حسینیان را بریدم و گذاشتیم در رختخوابش و صحنه خشنی بود برای تلویزیون صلاح دانست تا این حد خشونت را نبیند بیننده

. -اتفاقا من صحبت می کردم با آقای خمسه ،کل گروه به این نتیجه رسید که خون در کمدی نباشد بهتر است مردم بهتر می توانند ارتباط برقرار کنند؟

* البته ما از این ماده رنگی ها ریختیم خون نبود، بهرحال یک ذره خشن بود برای همین بهتر بود که این اتفاق افتاد.

-مهران مهمترین ویژگی ما ایرانی ها را چی می دانید؟

*عواطف ، عواطفی که نسبت به همدیگر داریم به یک شکل که داریم یعنی به شکل درست و به اندازه اش، یک وقتهایی مبالغه در این موضوع دردسر ساز است، ولی به نظرم نوع عواطفی که ما داریم خیلی زیبا و بی نظیر است.

- تو هم زمان جنگ را تجربه کردی و امروز هم سوم خرداد است یک روز ویژه است در تاریخ ملت ایران چه چیزهایی ، چه اندیشه هایی بچه های جنگ داشتند که الان به تحقق پیوسته و چه چیزهایی داشتند که الان نرسیده به ان جایی که باید می رسید؟

*خب تک تک بچه های جنگ بچه های عجیبی بودند، خیلی عجیب این را خیلی ها گفتند، شاید حرف من تکراری باشد من آن چیزی که من از نزدیک می دیدم خیلی بچه های عجیب و شگفت انگیزی بودند به لحاظ شجاعت،جسارت ، به لحاظ باور واقعی از کاری که می کردند داشتند، خب خیلی دست آوردها وجوددارد الان در جامعه ما که همه را مدیون بچه های جنگ هستیم مخصوصا کسانی که جانباز هستند مخصوصا کسانی که اسیر شدند و شاید اتفاقی که افتاده دستاوردهایی که بهش نرسیدیم ان هم خیلی هاست. ولی من یک برنامه ای داشتم به عنوان گفتگوی انسانی که نیمه کار ماند ،با افراد خاص حرف میزدم، با محکوم به اعدام، با جانباز، با جانبازقطع نخاعی با بعضی از بیماران، زن و شوهرهای که از هم طلاق گرفتند ؛آدمهای خیلی فقیر آدمهای خیلی خاص، سارق مسلح، دو تا از بچه های جانباز قطع نخاعی مهمان این برنامه بودند که من باهاشون گفتگو کرده بودم تلخ بودند، یعنی یک خورده کم توجهی می کند.

-خیلی دقت خوبی است مخصوصا به جانبازان اعصاب و روان که در آسایشگاه هستند جانبازان قطع نخاعی ، مردم می دانید اینها زندگی خیلی سختی دارند هم مسئولین در درجه اول که اصلا وظیفه شان است، درجه دوم ما ملت که وظیفه حسی مان است.باید توجه مان را به این مقوله بیشتر کنیم.

خیلی ممنون از تذکر خوبی که دادید.باز می رسم به چند سوال کوتاه، درست بود که قرار بود شریفی نیا در سریال تو بازی کند یک سکانس، تو هم یک سکانس در سریالش؟

*این ها را از کجا می فهمید شما، شما که ماهید، شریفی نیا پیشنهاد داده بود که مهران بیاید در قسمت اغما از سریال شان بازی کنم، آن هم بعنوان مهمان بیاید یک قسمت بازی کند. من خیلی درگیر بودم نمی شد با همه علاقه ای که به سیروس مقدم دارم، شریفی نیا گفت نمیایی،نمی یام، گفتم نیا ولی روز آخر زنگ زدم که شریفی نیا باشد، بعد از اینکه نتوانستیم در خدمت آقای پروین باشیم ، خب به خیلی ها فکر کردیم، موقع کیش بود رضا، گفت نمی توانم بیایم.حال بگویم راستش را؟ گفت میخواهم بیایم، بلیط ام درست می کنم جنگی می یام، بعد زنگ زد و پکر ، گفت نمیذاره گروه، آقای مقدم نمی گذارند. می گویند او نیامده تو برای چی بری.من از همین جا به آقای مقدم سلام عرض میکنم. -شریفی نیا کاملا برعکس اینها را به من گفت، در گفتگوی تلویزیونی گفت مهران مدیری به من زنگ زد گفت بیا، گفت من کیش ام نمی آیم خودت هر کار می خوای کنی.

*دوربین من کدام است؟ (خطاب به شریفی نیا)تو خودت را نکشتی برای اینکه بیایی بازی کنی؟؟؟

- باشد شاید دربرنامه ایشان هم آمد جواب داد.چندتا اسم می گویم فقط یک کلمه در جوابش بگو:

_محمدرضا شریفی نیا *فقط نگاه می کنم هیچی ندارم بگویم

-جوادرضویان *بی معرفت

-رضا شفیعی جم *یک روز به عمرم مونده باشدمی کشمش

-سروش صحت *عاشقش ام

-کمال تبریزی *خیلی دوست داشتنی

-سرکار خانم بخت آور *خسته نباشی

-سرکارخانم صبوری *خیلی بیشتر انرژی خوبی در کار دارد تا بازیگر خوبی باشد

. -ایتم های معروف مریم و رامین یک زمانی خیلی معروف بود به همین خاطر این اسم را پرسیدم و خانم بخت آور هم آقای مدیری تجربه خوبی سینمایی کردید نمیدانم دلخور شدید به شما سیمرغ را ندادند برای نقش دوم در جشنواره؟

* نه دلخور نشدم ولی دلخور شدم نه دلخور شدم

-یک نقش خیلی خوبی را در پای یک زن در میان است بازی کرده که واقعا دیدنی است من در جشنواره دیدم ، بهت تبریک می گویم تو بازیگر موفق هستی،کارگردان خوبی هستی، خیلی خوشحالم که در تعامل تلویزیون به تو این فرصت را داده به عنوان یک مرد محبوب در طنز بین ایرانیان جایگاه داشته باشی.

-رکورد شکست 427878 نفر شرکت کردند،

24 درصد گفتند پاورچین ، 5 درصد گفتند نقطه چین، 29 درصد گفتند شبهای برره ،پنج درصد گفتند باغ مظفر ، 34 درصد گفتند مرد هزارچهره *یعنی مرد هزار چهره رتبه اول مرد هزار چهره ، دوم شبهای برره، سوم پاورچین چهارم نقطه چین و باغ مظفر

*متشکرم ممنون از شما ممنون ا زهمه شما که ما را دیدید و امیدوارم همیشه گفتم بهتر از این باشیم. -

زنده باشید من هم خیلی لذت بردم مهران جان که به برنامه مثلث شیشه ای امشب آمدید، من در پایان برنامه یک بار دیگر از پرشیا خوردرو نمایندگی انحصاری فروش و خدمات پس از فروش ب ام و در ایران سپاسگزاری می کنم که حامی برنامه مان بودند.

از اینجا میتونین فیلم رو مشاهده کنین

۱۳۸۷ تیر ۳, دوشنبه

دانلود تیتراژ سریال مدیر کل

دانلود تیتراژ سریال مدیر کل

...:::دانلود:::...

دانلود تیتراژ سریال آرایشگاه زیبا

دانلود تیتراژ سریال آرایشگاه زیبا

Axduoni.blogfa  تیتراژ آرایشگاه زیبا

...:::دانلود:::...

۱۳۸۷ تیر ۲, یکشنبه

گالری عکس فیلم حرکت اول + دانلود پشت صحنه و تیزر فیلم

دانلود تیزر فیلم ( 5.5 مگابایت )


دانلود پشت صحنه فیلم ( 3.5 مگابایت )

۱۳۸۷ فروردین ۲۱, چهارشنبه

شريفي‌نيا: همسرم مرا به خوابيدن درون قبر ترغيب كرد


شريفي‌نيا: همسرم مرا به خوابيدن درون قبر ترغيب كرد

شريفي‌نيا: همسرم مرا به خوابيدن درون قبر ترغيب كرد

محمد رضا شریفی نیا

خبرگزاري فارس: محمدرضا شريفي‌نيا گفت: همسرم «آزيتا حاجيان» مرا راغب به حضور در قبر كرد. او كه نسبت به من در اين مسائل فرد شجاع‌تري است، به گورستان رفت و در قبر خوابيد. وقتي آمد گفت حس خوبي به من دست داد، زيرا از دريچه‌اي چهارگوش آسمان و منظره بالاي سرت را مانند يك تابلوي نقاشي مي‌بيني.

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، در نشستي كه روز گذشته با حضور نويسنده،‌ كارگردان، تهيه كننده و چند تن از بازيگران مجموعه تلويزيوني «پيامك از ديار باقي» در خبرگزاري فارس برگزار شد، محمد رضا شريفي‌نيا كه در اين مجموعه علاوه بر بازي، انتخاب بازيگران را هم بر عهده داشته، گفت: ‌من خيلي دير به گروه پيوستم و زماني به آنها ملحق شدم كه يكسري صحبت‌هايي با برخي بازيگران شده بود. داستان سريال نيز درباره يك خانواده با يك زن و دو پسر بود كه زن دوم هم بعدا به آنها اضافه شد و حتما بايد با يك موقعيت متضاد زن اول انتخاب مي‌شد، بعد پسرها و آدم‌هاي اطراف آنها.
وي افزود: در ابتدا درباره كار صحبت‌هايي با آقاي مقدم شد و وقتي حضور من در نقش سيم‌خواه قطعي شد، در بخش‌هاي اوليه برخي تغييرات صورت گرفت و من و آقاي مقدم علاقه‌مند بوديم كه تركيبي از بازيگران سينمايي و تلويزيوني در كنار هم قرار گيرند تا بتوانيم در مقطعي آنها را كنار يكديگر قرار دهيم.
وي در ادامه گفت: شايد در اولين نگاه حضور حميد لولايي و رضا شفيعي‌جم در كنار هنرپيشه‌هاي غيرطنز تعجب آور باشد، ولي ما سعي كرديم ميان اين دو طيف تعادلي ايجاد كنيم كه منجر به شكست نشود. بعد از جمع شدن اين گروه، ماحصل خوبي به‌دست آمد و بازي‌ها رضايت بخش بود. البته طنز نقش‌هاي حميد لولايي و رضا شفيعي‌جم به نسبت گروه ما بيشتر بود. آنها خيلي برجسته‌تر و غلوشده‌تر به بخش‌هاي طنز پرداختند كه اين توازن بايد توسط كارگردان و سعيد آقاخاني به‌عنوان بازيگردان به‌وجود مي‌آمد تا اين دو كفه ترازو نزديك به هم از آب درآيند. در كنار آنها افشين سنگ‌چاپ و رامين راستاد يكي از بخش‌هاي برجسته كار را تشكيل دادند و ميزان و نوع نقش‌هايشان بسيار حساب شده و اندازه از كار درآمد.
شريفي‌نيا اظهار داشت: ما در بخش حاشيه بازيگري‌مان و نزديك‌ به فرعي نقش‌هاي بسيار خوبي داشتيم و اين مجموعه باعث مي‌شود شما كل كار را خوب ببينيد. وقتي همه آدم‌ها كه حتي قرار بود يك سكانس بازي كنند، سرجاي خود قرار گرفته بودند،‌اين منجر به تقويت كار شد. مثلا خانم شهره لرستاني نقش بسيار كوتاهي در اين مجموعه داشت كه بسيار عالي از كار درآمد و با توجه به اينكه ما مقداري هم تحت فشار زمان بوديم،‌ تركيبي كه چيده شد تركيب خوبي براي يك سريال بود.
وي ادامه داد: اگر مشكل كمبود زمان نبود، شايد دو نفر در اين سريال جابه‌جا شده و تغيير مي‌كردند. مثلا من با حضور نادر سليماني در آن نقش موافق نبودم. شايد اگر يك فرد مسن در جاي او قرار مي‌گرفت، بهتر بود. من اگر فرصت بود حتما جمشيد هاشم‌پور را براي اين نقش انتخاب مي‌كردم، زيرا روانخواه در مقابل شخصيت سيم‌خواه بچه به نظر مي‌رسد. سيم‌خواه فرد پيچيده‌اي است كه قصد دارد تمام زندگي خود اعم از همسر، فرزندان و اموال خود را به دست اين فرد بسپارد و اين نقش با بازي نادر سليماني در مقابل سيم‌خواه جوان و بي‌تجربه به نظر مي‌رسد. شايد انتخاب من به جاي نادر سليماني بعد از جمشيد هاشم‌پور، علي اوسيوند بود. چون وقتي در چهره‌اش نگاه مي‌كني گذشته‌اي دارد كه شما را محكوم مي‌كند كه با اعتماد بيشتري به حرف‌هايش گوش كنيد، چون اتفاقي كه در حال رخ دادن است، بسيار مشكل است و اين شخصيت بايد خيلي قوي، پخته و مرد اول زندان باشد يا نقش همسر حميد كه آرام جعفري بازي مي‌كرد، مي‌توانست تغيير كند.
وي تصريح كرد: اگر نقش‌ها درست انتخاب شود، 80 درصد راه طي شده، و اگر با ذهن نويسنده و كارگردان نيز سازگار باشدآن وقت حميد لولايي ديگر برادر افسانه بايگان نخواهد شد، زيرا چنين زني با اين خصوصيات به نظر من برادرش خصوصيات ديگري دارد.
وي درباره بازي ساير بازيگران در اين مجموعه نيز گفت: من در اين كار شيفته كار شفيعي‌جم شدم چون بداهه‌هايش كمك بسياري به صحنه مي‌كرد و حضور خوبي داشت و در اين سريال متوجه شدم كه حامد كميلي براي ايفاي نقش‌هاي كمدي بسيار خوب است و اگر اين راه را در سينما ادامه دهد به ستاره تبديل خواهد شد.
وي ادامه داد: در مورد فخرالدين صديق‌شريف نيز بايد بگويم كه اولين انتقاد را مسعود ده‌نمكي داشت كه گفت تو از روحاني مثبت فيلم ما در اين سريال استفاده كرده‌اي! اما نظر من اين بود كه هدف از ساخت فيلم يا مجموعه اين است كه پيام به درستي به مخاطب القاء شود و در اينجا تا وقتي بازيگري نباشد كه بهتر از صديق‌شريف نقش روحاني را بازي كند، او تا آخر عمرش بايد ايفاگر اين نقش باشد چون اكثر كساني كه جاي روحانيون بازي مي‌كنند، اين نقش را به خوبي ايفا نمي‌كنند.
شريفي‌نيا گفت: روحاني يك عالم مسلط به زبان، بيان و حرف زدن است و شيوايي بيان صديق شريف كمك مي‌كرد كه بازي او ‌در باورپذيرشدن استدلال‌هايش به عنوان يك روحاني موفق باشد.
شريفي‌نيا در ادامه اين نشست كه در خبرگزاري فارس برگزار شد، درباره نقش خود و بخش‌هاي مربوط به خوابيدن در قبر نيز گفت: اول كه متن سريال را به من دادند فقط 8 قسمت اول بود و بخش‌هاي در قبر خوابيدن مربوط به قسمت‌هاي 10 و 11 بود كه آنها را نخوانده‌ بودم و درباره آن‌ها كلك خوردم!
وي اظهار داشت: من نسبت به درون قبر رفتن حساسيت دارم و از اين كار خوشم نمي‌آيد كه البته طبيعي است و خانواده‌ام نيز زياد از اين نقش كه پذيرفته بودم، خوششان نمي‌آمد.
وي افزود: در حقيقت همسرم خانم حاجيان مرا راغب به حضور در قبر كرد. يكبار او كه نسبت به من در اين مسائل فرد شجاع‌تري است، به گورستان رفت و در قبر خوابيد. وقتي آمد گفت حس خوبي به من دست داد زيرا از دريچه‌اي چهارگوش آسمان و منظره بالاي سرت را مانند يك تابلوي نقاشي مي‌بيني. اين تعبير كمي قبر را براي من جذاب كرد، چون من همواره به خاك و گل و سنگ فكر مي‌كردم ولي با اين كلام ذهنم به سمت آبي آسمان و آرامش رفت. همچنين كتاب سفر به شهر ستارگان كه كوئيلو آن را نوشته، روي من تأثير بسيار مثبتي گذاشت. هماهنگ كردن دو نگاه كه هميشه هستي و فردا نيستي نيز زندگي را متعادل مي‌كند.
شريفي نيا در ادامه نشست فارس، گفت: ما در تلويزيون دو بخش در كارهاي كمدي داريم، يكي هزل و ديگر طنز است. بسياري از كارهايي كه در تلويزيون از آنها استنباط كمدي مي‌شد، در واقع هزل بود. شما را مي‌خنداند ولي به بيهودگي مي‌كشاند. طنز شما را مي‌خنداند ولي هشداردهنده و گزنده است. در ذهن شما جرقه ايجاد مي‌كند و ذهن‌تان را به كار مي‌اندازد. اين كار، طنز و كمدي فاخر است. كمدي كه شما را به فكر وا مي‌دارد.
وي در ادامه اظهار داشت: انسانها دوست دارند در مقابل چيزي كه به آنها داده مي‌شود يك دريافت داشته باشند و هميشه نيز همين‌طور است.مردم از شعار بدشان مي‌آيد و دوست دارند پيام با شعور به آنها منتقل شود. وقتي ما به سمت شعور برويم تماشاچي پيام ما را دريافت مي‌كند.مثلاً در سكانس بيرون آمدن سيم‌خواه از قبر همين تصوير كه او حوله‌اي روي صورتش بود و با روحاني محل صحبت مي‌كرد براي بيننده كافي بود تا اينكه با جزئيات به بيرون آوردن و تلنگر روحي سيم‌خواه اشاره شود و نيازي به جزء به جزء گفتن نيست و تماشاچي را خسته مي‌كند


حامد کمیلی: مي‌خواستم از جلد شيطان بيرون بيايم


حامد کمیلی: مي‌خواستم از جلد شيطان بيرون بيايم

حامد کمیلی: مي‌خواستم از جلد شيطان بيرون بيايم

حامد كميلي گفت: «الياس» در جاي خود نقش بسيار خوب و ماندگاري بود اما دوست نداشتم حامد كميلي را شيطان ببينند و به همين دليل آن را شكستيم .
به گزارش فارس، در نشست مطبوعاتي كه امروز با حضور برخي از عوامل سريال «پيامك از ديار باقي» در خبرگزاري فارس برگزار شد، حامد كميلي بازيگر نقش حامد در اين مجموعه گفت: من هميشه سعي كرده‌ام كه نقش‌هاي متفاوتي را تجربه كنم و به لطف سيروس مقدم توانسته‌ام در چند كاري كه با او حضور داشته‌ام آدم‌هاي متفاوت با روحيات متفاوت و با كنتراست مختلف را تجربه كنم.
وي افزود: در جاهايي اين تجربه را داشته‌ام اما هميشه دوست داشتم تجربه كار طنز فاخر را براي خود داشته باشم ولي هيچ وقت اين فرصت به وجود نمي‌آمد. چون اصولا كارهايي كه پيشنهاد مي‌شد كارهايي نبود كه من به عنوان بازيگر بخواهم وارد آن شوم. نمي‌خواهم بگويم كه آنها پايين بودند. بلكه من به اندازه آنها نبودم تا زماني كه اين كار پيشنهاد شد و براي من كه تجربه طنز نداشتم ريسك بالايي بود.
وي در ادامه گفت:به 3 پشتوانه اصلي اين ريسك را پذيرفتم. اولي وجود سيروس مقدم بود. به خاطر اينكه مي‌دانستم او كاري نمي‌كند كه پر و پيمان نباشد. دوم حضور آقاي شريفي نيا بود. براي اينكه بازي و نوع نگاه او را دوست دارم و حضور او را به عنوان يكي از قطب‌هاي اصلي كار مي‌دانستم و دلگرمي من بود.
وي با بيان اينكه ما دو دسته بازيگر در دنياي هنر داريم ادامه داد: اول بازيگراني كه فقط خودشان را مي‌بينند و سعي مي‌كنند بازي خودشان را جلو ببرند و تا حدي نيز بازي اطرافيانشان را خراب مي‌كنند براي اينكه معتقدند خودشان بهترين نقش هستند. دوم بازيگراني هستند كه بي‌واسطه مي‌بخشند. يعني معتقدند زماني كار زيبا مي‌شود كه همه زيبا كار كرده باشند.آقاي شريفي نيا از اين دسته بازيگران است و واقعا نيز همين اتفاق افتاد. يعني از راهنمايي‌هاي او استفاده بسياري كردم و سومين دليل متن خوب كار بود كه مي‌شد به آن تكيه و اعتماد كرد و به همين دليل ريسك كردم و امروز خوشحالم كه اين نقش را بازي كردم و تمام سعي خود را كردم تا در اين پروژه قوي ظاهر شوم.
وي تصريح كرد: اول احساس خطر مي‌كردم و با ترديد و دودلي پيش رفتم ولي اين سه قطب اعتماد مرا جلب كرد. ضمن اينكه مي‌خواستم زهر نقش الياس را از ذهن مخاطب بيرون بكشم و دوست داشتم آن نگاه را از مخاطب بگيرم. البته الياس در جاي خود نقش بسيار خوب و ماندگاري بود اما دوست نداشتم حامد كميلي را شيطان ببينند و به همين دليل آن را شكستيم و فكر مي‌كنم نتيجه خوبي نيز داشت و باتوجه به بازخورد مخاطب در اندازه خوبي بود.
وي درباره تضاد بيش از اندازه دو شخصيت حامد و حميد به عنوان دو برادر نيز گفت: من در شخصيت‌هاي حامد و حميد معتقد به تضاد نيستم. حامد يكسري شيطنت‌هايي داشت اما آدم منفور و منفي نبود. شما در قسمت‌ 12 مي‌بينيد كه حامد دستگير شد و در اين زمان تنها التماسش اين است كه بتواند پدرش را ببيند و حتي نگران اوست. حتي در سكانسي در زندان از مادر به خاطر تمام اتفاقاتي كه افتاده عذرخواهي مي‌كند و مي‌گويد كه چرا اين كارها را كرده.
كميلي ادامه داد: او مي‌گويد كه دوست دارد مادرش هم خوشحال كند. اما راه غلطي را پيشنهاد مي‌كند. من تضادي بين دو برادر نديدم چون حميد با ازدواجش كمي منطقي‌تر و عاقل‌تر شده اما حامد هنوز روحيات بازي گوشي خود را دارد و همان روزهاي اول كار ارتباط گرمي بين من و سروش گودرزي به وجود آمد كه احساس كردم تماشاگر به راحتي ما را به عنوان دو برادر پذيرفت


دانلود تیتراژ سریال شاهزاده سرزمین آلان


دانلود تیتراژ سریال شاهزاده سرزمین آلان

دانلود تیتراژ سریال شاهزاده سرزمین آلان حجم

312 KB

...:::دانلود:::...

ویدئو بازی خوب مهران مدیری در صحنه دفاع مسعود شصت چی


ویدئو بازی خوب مهران مدیری در صحنه دفاع مسعود شصت چی

ویدئو بازی خوب مهران مدیری در صحنه دفاع مسعود شصت چی

مسعود شصت چی

چه دفاعی بکنم آقای قاضی؟!

من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم.

نه کسی منو می شناخت. نه ثروتمند بودم، نه معروف و نه هیچ چیز دیگه ای.

من ساده بودم. من همه چیز رو باور می کردم. من با هیچ کس مخالفت نمی کردم.

من مقاومت کردم تا حد توانم. اما من توانم کم بود. بنده ضعیف بودم.

برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران.

من به همه احترام می گذاشتم. اما گاهی یادم می رفت چه کسی هستم. و من شروع کردم به بازی کردن

و من اشتباهیم.

من نه طبیب بودم [که بیماری جامعه ام رو درمان کنم]، نه پلیس [که بعنوان مجری قانون با مشکلات جامعه ام مبارزه کنم]، نه شاعر [که با سخنوری مردم جامعه ام را راهنمایی کنم] و نه خلافکار!

من فقط اشتباهی بودم.

من از اولش هم اشتباهی بودم.

تقصیر من بود. اما تقصیر دیگران هم بود.

اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم. هیچ چیز رو توی جیب خودم نذاشتم.

من فقط اشتباهی بودم.

خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم. من کسی رو اذیت نکردم.

من فقط اشتباهی بودم.

من چه دفاعی می تونم از خودم بکنم؟ من بی دفاعم.

حالا من موندم و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم.

آقای قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم.

خدایا تو منو ببخش

منبع

برای دیدن ویدئو اینجا کلیک کنید


مصاحبه با امير رهبري صاحب حيوانهاي سريال مرد هزار چهره !


مصاحبه با امير رهبري صاحب حيوانهاي سريال مرد هزار چهره !

مصاحبه با امير رهبري صاحب حيوانهاي سريال مرد هزار چهره !

axduoni.blogfa

اينجا نه آمازون است نه كوير لوت... اينجا تهران است، همان شهري كه همه جور موجودات كنار هم زندگي ميكنند.

همين بغل دست شما، در همسايگيتان، در ارتفاع 80 تا 100 متري زمين، خاكيترين يا شايد هم از نظر ما خطرناكترين موجودات زندگي ميكنند، ميخورند و ميخوابند و ما هم از حضور آنها بيخبريم!

گاهي قيافههاي عجيب و غريبشان را از تلويزيون ميبينيم، ولي حتي نميتوانيم تصور كنيم كه اتاق بغلي ما، تعداد زيادي از اين موجودات زندگي ميكنند.

وقتي براي رفتن به مصاحبه آماده ميشوم، علاوه بر استرس كاري و شغلي، ترس و استرس عجيبي براي مواجه شدن با حيواناتي را دارم كه حتي اگر اسمشان را هم روي كاغذ بنويسند، فرار ميكنم.

وقتي ميخواهم از پلهها بالا بروم، پاهايم ميلرزد، قلبم تندتند ميزند، در خانه باز است. يك سوييت 30-40 متري كه چندين حيوان مختلف در كنار هم زندگي ميكنند. البته به همراه صاحبشان!

برخلاف تصورم كه فكر ميكردم محلي كه حيوانات تجمع دارند، بوي گند و كثيفي ميدهد، ولي بوي خوب عود در فضاي راهرو پيچيده بود.

اميد رهبري را با حالتي عجيب مقابل در ديدم! ماري به طول 5/3 متر و با وزن 38 كيلو دور گردن خود پيچيده بود...

لحظه اول اصلاً متوجه نشدم كه دور گردن او چيست و وقتي فهميدم، يك قدم هم نميتوانستم جلو بروم!

باور نكردنيتر از همه آنجاست كه وقتي پس از تمام شدن مصاحبه از در خانه بيرون ميرفتم، آن مار دور گردن خودم بود!

*آخه چرا حيوان؟!

چون احساس ميكنم كه صادقترين موجودات هستند، چون حيوانات (چه پرنده، چه خزنده و يا هر چيز ديگر) از كسي خوششان نيايد همان لحظه اول واكنش نشان ميدهند، به نظر من درندهترين حيوانات خطرشان از انسانها كمتر است چون برنامهريزي نميكنند اگر دلشان بخواهد ارتباط برقرار ميكنند و اگر نخواهند ارتباط برقرار نميكنند ولي اين آدمها هستند كه مثل برادر ميآيند در زندگي شما و به شما ضربه ميزنند.

*خيليها معتقد هستند كساني كه به حيوانات پناه ميبرند از انسانها دور هستند، از جامعه انساني فرار ميكنند، نظر خود شما در اين مورد چيست؟

نه من موافق نيستم، چون اگر اينطور بود الان ميتوانستم به جاي وسط شهر، وسط جنگل زندگي كنم. من ميخواهم علم «آشتي انسان با حيوانات» را ميان مردم به وجود بياورم (جا بندازم)، خيليها هستند كه حيوانات را بد ميدانند، در صورتي كه همه حيوانات مخلوقات خداوند هستند ما به عنوان اشرف مخلوقات وظيفه حفاظت و درست استفاده كردن از آنها را داريم، خداوند آنها را براي خدمت به انسان آفريده مثل سواري دادن اسب يا خوردن گوشت و...

*اين طرحي كه ميگوييد «طرح آشتي انسان با حيوان» كار آساني نيست، آيا از طرف سازماني يا شخصي (مثل سازمان حفاظت محيط زيست) حمايت ميشويد؟

هنوز كه متأسفانه خير، ولي يكسري رايزنيها كرديم و طرح اوليهام را دادم يكسري وعده و وعيدها دادهاند، اما تا الان كه عملي نشده، (البته اين را هم بگوييم كه: ميتوانستند جلوي كار من را بگيرند ولي خدا را شكر هنوز اين كار را نكردند)، چون من بارها به سازمان حفاظت محيط زيست رفتم و آنها ميدانند كه من از حيوانات غيرمجاز نگهداري ميكنم (البته غيرمجاز كه ميگويم، بهتر است بگويم حيوانات پيش خود من نيستند، اغلب دست سيرك هستند، كه خودِ سيرك مجوز دارد و فقط بعضي وقتها براي فيلمبرداري و كار آنها را پس ميگيرم).

*گفتيد فيلمبرداري و كار – نگهداري حيوانات براي شما كار است يا عشق؟!

ببينيد براي من بيشتر عشق است ولي در حال حاضر كار هم باهاشان انجام ميدهم و كار من بازي گرفتن از حيوانات جلوي دوربين است وجدا از اين هدف اصلي من انيمال فوبيا است (ترس از حيوانات) كه اين بزرگترين عشق من است، من به مدارس زيادي ميروم يا پيش خيلي از بچههايي كه به دليل داشتن بيماريهاي خاص نميتوانند به باغ وحش بروند و اين حيوانات را از نزديك ببينند و لمس كنند، يا حتي كلاسهاي ترسزدايي كه خيلي از آدمها مثل دانشجويان رشته بازيگري و تئاتر پيش من ميآيند تا ترسشان بريزد، چون به هر حال در طول كار مجبور هستند جايي با يك حيوان برخورد داشته باشند پس بايد ترسشان ريخته شود وگرنه كارشان را به خاطر آن حيوان و ترس از دست ميدهند. وقتي يك نفر ميآيد پيش من كه از مار به شدت ميترسد و بعد از اعتماد به من آن مار را روي دوشش مياندازد، من واقعاً لذت ميبرم. انگار خداوند اين حيوانات را نزد من قرار داده تا من بتوانم با جلب اعتماد آدمهاي بيشتري، آنها را نسبت به حيوانات علاقهمند كنم و ترس آنها را از بين ببرم. دوست دارم تا زماني كه زنده هستم تعداد اين آدمها را بيشتر و بيشتر كنم.

*آيا نگهداري اين حيوانات مشكل خاصي هم دارد؟ هنوز ذهنيت مردم آنقدر آماده و پذيراي اين حيوانات نيست؟! با همسايگانتان مشكلي نداريد؟

من كه مار سمي در خانهام نگهداري نميكنم، من حيوانات بيخطر نگه ميدارم كه نه سر و صدا و نه آزار و اذيت دارند و اكثراً گياهخوار هستند و آلودگي و بو و كثيفكاري ندارند، يعني از يك سگ و گربهاي كه در خانه نگهداري ميكنند دردسر و ضررش خيلي كمتر است.

*تا حالا شده با حيواناتت توي آسانسور با همسايهاي برخورد كني؟ برخوردشان چه جوري بوده؟!

متأسفانه بله! البته آن حيوان خيلي هم عجيب و غريب نبوده، يعني حيوان ترسناكي نبوده، ولي بيشتر سعي ميكنم با Boxهايي مخصوص حيوانات را حمل و نقل كنم كه كسي نبيند و نترسد چون من كه نميخواهم ترس آدمها را به زور بريزم، نميآيم بگويم به زور خانم اين مار كاري با شما ندارد بيا دست بزن!

ولي خوب پيش آمده كه يكدفعه سگ من يكي از ميمونهاي سيرك را كشته بود و نصف شب سيرك تمام حيوانهاي من را پسفرستاد و آن زمان هم من امكاناتي نداشتم و خانهام طبقه همكف بود و يكدفعه در خانه من باز شد و مثل كشتي نوح حيوانهاي من جفتجفت وارد خانهام شدند كه شرايط سخت و دشواري بود.

*هزينه نگهداري اين حيوانات چگونه است؟

هزينه، هزينه عشق است، درآمدي ندارد، مثلاً پولي كه از فيلمبرداري و اجاره آنها ميگيرم پول خوراكشان هم كفايت نميكند، من نزديك به 30 غلاده سگ دارم، كه سالي يكدفعه كار به دو تا از آنها ممكن است بخورد و اجارهاي كه در بابت آنها ميگيرم پول غذاي چهار تاي آنها هم نميشود.

*پس درآمدتان از كجاست؟

خوب من بازيگر تئاتر و تلويزيون هستم، كارهاي زيادي با خانم پري صابري انجام دادهام و شاگرد خدابيامرز مهدي فتحي و... بودهام و سريال حضرت عيسي را بازي كردم. غير از آن هم قبلاً يكسري وسايل دامپزشكي وارد ميكردم. ممكن است من ماشين زيرپايم نباشد ولي 15 ميليون تومان يك سگ ميخرم، اين به غير از عشق هيچ چيز ديگري نيست، براي خيليها تجملات مهم است ولي براي من حيوانات عشق و تجملات محسوب ميشوند.

*پس هنوز درآمدي برايتان ندارد؟

تا حدودي، چون اين كار تازه دارد جا ميافتد و شكل ميگيرد. گروههاي فيلمبرداري براي خريدن سگ به خيابان مولوي ميروند (يا كلاً حيوانات ديگر) در صورتيكه مسئله استفاده حيوانات در فيلمها بازي گرفتن از آنهاست، ممكن است يك لوكيشن براي بازي گرفتن از يك سگ سه روز معطل شود ولي حرفه و شغل من بازي گرفتن از حيوانات تربيت شده است. تا اين مسئله جا بيفتد يك مقدار طول ميكشد.

*آيا حيوانات خطري هم براي خودتان داشته؟ شده كه شب توي خواب به خودتان حمله كنند؟

نه، اين چيزها نيست. شما مگر در سال چند دفعه ميخوانيد كه در جزيرهاي در آن سوي دنيا كوسهاي به شخصي حمله كرده يا در فلان دهات، گرگي به دهقاني آسيب رسانده ولي هر روز در روزنامهها ميخوانيم كه مادرشوهري، عروسش را با ناخنگير ريزريز كرد يا برادري سر برادر ديگر را بريد. خيلي از اتفاقات مربوط به بياحتياطي ما است وگرنه خطر هميشه در اطراف ما وجود دارد، ممكن است خانمي موقع درست كردن سالاد حواسش پرت شود و دستش را ببرد، نميتوان گفت اين تقصير چاقو است.

براي من هم پيشآمده كه ماري يا كركديلي دستم را گاز گرفته، و آن از بياحتياطي خودم بوده. ما وقتي حيواني را پرورش ميدهيم با تمام خصوصيات و عادتهايش آشنا هستيم ما بايد دقت كنيم و وقتشناس باشيم.

*به ديگران چطور؟تا حالا به كسي حمله كردهاند؟!

به كسي ديگر كه نه اصلاً، من مثلاً زماني كه حيوانم را سر فيلمبرداري ميبرم، كاملاً خيالم راحت است كه آرامش دارد و خطري ندارد، اگر بدانم ناراحت است متوجه ميشوم و نميگذارم كسي سمت و طرفش برود. ممكن است يك كارگر تراش كار بياحتياطي كند و دستش را قطع كند، خطرات كار من خيلي كمتر از بقيه است ولي براي ساير مردم عجيب و جالب است.

*حيوانات را چه جوري پرورش ميدهيد، از زمان كودكي تربيت ميكنيد؟!

بستگي دارد مثلاً از بين 10 تا گرگ، يك گرگي را كه فكر ميكنم ميتواند فركانس مرا بگيرد و با من ارتباط برقرار كند انتخاب ميكنم.

ولي در كل من در خانه حيواني را نگهداري ميكنم كه احساس اسارت نكند، ببينيد مثلاً حيواني مثل مار، ماهي يك شكار ميكند و بعد ميرود به غار و استراحت ميكند چون كالري نميسوزاند و تحرك كمي دارد، وقتي كه مار در خانه من شكار ميكند يعني راحت است چون اگر رطوبت، دما و نورش خوب نباشد اعتصاب غذا ميكند و خودكشي ميكند و ميميرد (اين طبيعت كل خزندگان است).

ببينيد نگهداشتن حيوان مسئوليت دارد، من دارم يك فرهنگ نگهداري را به وجود ميآورم، ماهيهايي آوردم به اسم «فايتر» كه ارزش قيمت آن به اندازه يك شاخه گل است و تنها احتياج به آب دارد و هيچ چيز ديگري نميخواهد و يك عمر در يك ليوان زندگي ميكند، من ميخواهم آن بچهاي هم كه بضاعت مالي ندارند، بتواند حيواني داشته باشد، چون بچههاي عاشق هيجان هستند، و اين ماهيها از پشت شيشه با هم ميجنگند.

*تا حالا شده با حيواناتتان كافيشاپ يا رستوران برويد؟!

بله، من يك كافيشاپ ميروم كه اكثر عكاسان و روزنامهنگاران آنجا حضور دارند و من اجازه گرفتم كه بروم آنجا تا عكاسان بتوانند عكس بگيرند و اين مسئله ميان مردم جا بيفتد.

*مردم نميترسند؟

نه، همه ميدونستند كه امير رهبري، حيواني كه باهاش هست كاملاً بيخطر است. من هيچوقت يك خرس با خودم نميبرم!

*آرزوي داشتن چه حيواني را داريد؟

من هر چي حيوان وحشيتر باشد بيشتر دوست دارم، ولي كلاً دوست دارم يك بچه ببر داشته باشم.

*آيا حيواناتتان شناسنامه دارند؟!

(ميخندد) بايد به اسم خودم بگيرم،... چند سال پيش يك تئاتري در فرهنگسراي ارسباران داشتم به اسم «طبيب عشق» و من با مارم ميرقصم و اين اولين باري بود كه مارم را روي صحنه ميبردم و ميرقصاندم، در بروشور جزو اسامي بازيگران نوشته شده بود امير رهبري، مليسا رهبري (مارم)

*اگر زبانم لال يكي از حيواناتت بميرند (فوت شوند) آنها را كجا خاك ميكنيد؟!

(اشك امير رهبري در چشمانش حلقه ميزند و آنقدر ناراحتي در صورتش نمايان ميشود كه از پرسيدن سوالم به شدت پشيمان ميشوم)

عجب سؤالي پرسيديد، مرگ! هميشه اگر براي حيواناتم اتفاقي پيش بيايد قبل از اينكه بخواهند بميرند، آنها را به دوستانم ميدهم تا اگر مردن، مرگشان را نبينم چون واقعاً طاقتش را ندارم. چند وقت پيش يكي از عزيزترين سگهايم كه در «حلقه سبز» يا «بيصدا فرياد كن» مهدي فخيمزاده بازي كرده بود، بر اثر بيماري به مشكل خورد و من نتوانستم بروم بالاي سرش! هميشه دوست داشتم جايي داشتم كه چه خودم چه ديگران حيواناتشان را در آنجا دفن كنند. هميشه دوستانم ميگويند اگر هنرمندي فوت بكند از تالار وحدت تشييع ميشود يا ورزشكاران را از باشگاه شيرودي تشييع جنازه ميكنند ولي من را بايد از باغ وحش تا سازمان حفاظت محيط زيست تشييع كنند.

*اتفاقاً خوب و راحت است چون مسيرش اتوبان است.

(ميخندد) بله... ورثه من همان حيوانها هستند.

*حالا همان سگ را چه كار كرديد؟

يكي از دوستانم در باغش دفن كرد، چند تا از سگهاي اسطوره فيلمها بودند كه آنجا دفن شدند (باز هم ميخندد)

*حيواناتتان چه فيلمهايي بازي كردند؟

سگهاي فيلم معما، دايره ترديد، معادله، سربازهاي جمعه، رئيس و... گرگ فيلم حضرت عيسي و حضرت يوسف و... خيلي زياد هستند. بچههايم از خودم معروفتر و چهرهترند.

*تا حالا شده از حيواني هم بترسي؟!

ترس يك چيز درست است. من نميگويم آدم شجاعي هستم، من تنها درست برخورد ميكنم. من از عنكبوتهايي سمي به نام دُلمك خيلي ميترسم يا از پشه هم همينطور اگر جايي در اتاق پشه باشد من آرام و قرار ندارم و خوابم نميبرد، مثلاً براي انجام تحقيقاتي به جنگلهاي هند رفته بودم، به خاطر همين پشهها برگشتم.

ولي بايد درست برخورد كرد، مثلاً اگر بترسي بدنت آدرنالين ترشح ميكند حيوان متوجه ميشود و از استرس شما ممكن است آن حيوان به شما حمله كند، در قدم اول بايد آرامش داشته باشي، موقعي كه ميخواهيد آدرنالين كمتر ترشح كند بايد يك زماني از قبل گوشتخواري نكرده باشي (يعني كمتر بخوري كه استرست كمتر بشود!).

*ازدواج نكردهايد؟ نميكنيد، نخواهيد كرد؟

(ميخندد) راستش خواهرزاده تارزان بهم e-mail (ايميل) زده حالا شايد... به جدم آقا تارزان قسم كه نه!

*مهريه چي؟!

(ميخندد) نهايتاً 3 تا كروكديل بتوانم مهر كنم!

خانوادهتان چطور، چه جوري برخورد ميكنند؟

مادرم مرا درك نميكرد من ميخواستم يك شير در خانه نگهداري كنم مادرم نميگذاشت ولي هميشه گفتم شجاعت را از پدرم و عشق را از مادرم آموختم. چون پدرم حيوانات را دوست داشت ولي مادرم به عشق ما حيوانات را تحمل ميكرد چون واقعاً بدش ميآمد و واقعاً ازش ممنونم كه توانست در اين چند سال ما را تحمل كند.

حرف آخر؟!

دوست دارم كه سازمان محيط زيست از من حمايت كند و يا حداقل مجوز بدهند و اين مسئله را جدي بگيرند، چون ما واقعاً در ايران چنين چيزهايي كم داريم و دوستانم آقاي مرتضي بهادري و محمد بهرامي به من در اين امر خيلي كمك كردند تا بتوانيم اين شغل را در ايران تعريف كنيم!


داریوش فرضیایی کودک هزار چهره : من اشتباهی عمو پورنگ شده بودم


داریوش فرضیایی کودک هزار چهره : من اشتباهی عمو پورنگ شده بودم

داریوش فرضیایی کودک هزار چهره : من اشتباهی عمو پورنگ شده بودم


رضا رشیدپور: پایان "مرد هزار چهره" تغییر کرد


رضا رشیدپور: پایان "مرد هزار چهره" تغییر کرد

رضا رشیدپور: پایان "مرد هزار چهره" تغییر کرد

پایان "مرد هزار چهره" تغییر کرد

رضا رشیدپور از تغییر یافتن پایان‌بندی مجموعه تلویزیونی "مرد هزار چهره" و بازی دوباره خود در تازه‌ترین ساخته مهران مدیری خبر داد.

این مجری تلویزیون درباره بازی خود در "مرد هزار چهره" و تفاوت آن با تیزر پخش شده به خبرنگار مهر گفت: "پایان مجموعه به دلیل حساسیت‌های ویژه با تعامل سازندگان تغییر کرد و با توجه به علاقه‌ای که به مهران مدیری دارم، در پایان جدید "مرد هزار چهره" بازی کردم."

رشیدپور درباره نقش خود در پروژه سینمایی "سوپراستار" نیز گفت: "در این فیلم نقش سیامک دستیار کارگردانی را بازی کردم که در فیلم او یک سوپراستار با بازی شهاب حسینی حضور دارد. بازی در این فیلم را با توجه به اردات قلبی به تهمینه میلانی و محمد نیک‌بین پذیرفتم و فکر می‌کنم "سوپراستار" جزو فیلم‌های پرفروش امسال شود."

وی که سال گذشته برنامه‌های موفق "شب شیشه‌ای" و "عبور شیشه‌ای" را روی آنتن تلویزیون داشت، به زودی با یک برنامه گفتگومحور در قالبی جدید روی آنتن شبکه تهران می‌رود.

منبع

رضا رشیدپور و همسرش نغمه مهرپاک


Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes